حدود و تعزيرات ، مقدار متعارفى از درد و شكنجه كه مقتضاى طبيعى كيفرهاى جسمانى است ، شرط شده است . ثانياً ، شرطيت اين مقدار از درد و شكنجه در كيفرها ، ادلهء حدود و تعزيرات به دست آمده است . ثالثاً ، حدود و تعزيرات ، كيفرهايى جسمانى هستند كه هدف از آنها بازداشتن مجرم و ديگران از از ارتكاب جرايم است . بر اين اساس ، فهم فقها ، شاهدى است براى ما بر صحت استظهار ياد شده .
شيخ طوسى در كتاب مبسوط دربارهء كيفيت اجراى حدود مطالبى را به تفصيل آورده است كه به خوبى گوياى نكات مذكور است :
وقتى مقرر شد كيفرى با تازيانه اجرا شود ، سه نكته جاى بحث دارد :
تازيانه چگونه باشد ؟
نحوهء زدن چگونه باشد ؟
محكوم در چه حالتى باشد ؟
اما تازيانه بايد متوسط باشد نه چندان نو كه بدن را مجروح كند و نه چندان كهنه و پوسيده كه ايجاد درد نكند . از زيد بن اسلم روايت شده كه مردى نزد پيامبر ، اعتراف به زنا كرد . پيامبر تازيانهاى خواست ، تازيانهاى شكسته و فرسوده آوردند ، فرمود : تازيانهاى ديگر بياوريد . تازيانهاى نو كه هنوز از آن استفاده نشده بود آوردند ، فرمود : تازيانهاى ميان اين دو تازيانه بياوريد . تازيانه آوردند كه مستعمل و نرم شده بود ، آنگاه پيامبر فرمان داد و آن شخص را با آن تازيانه زدند . از على عليه السلام روايت شده كه فرمود :
ضرب بين الضربين و سوط بين السوطين ( زدنى ميانه و تازيانهاى ميانه ) .
امّا « زدن » بايد ميانه باشد ، نه چندان شديد كه بكشد و نه چندان آهسته كه ايجاد درد نكند و مانع از ارتكاب مجدد نگردد . نه چندان دست را از بالا فرود آورند و نه چندان پايين و كوتاه گيرند كه محكوم احساس درد نكند ، چرا كه على عليه السلام فرموده است : « ضرب بين الضربين و سوط بين السوطين . » از على عليه السلام و از ابن مسعود و ديگران روايت شده كه « لا يرفع يده فى الضرب حتى يُرى بياض ابطه ، يعنى : زننده تازيانه دست خود را چندان بالا نبرد كه سفيدى زير بغلش ديده شود . »
اما حالت مضروب ، اگر مرد است به حالت ايستاده زده شود ، پيراهن او را بيرون نياورند و ضربات بر همهء بدنش پراكنده باشد ، زيرا
بايسته هاى فقه جزاء (فارسى) — صفحة 342
مساهمون: السيد محمود الهاشمي الشاهرودي
ص٣٤٢