در مختصر النافع نيز مىگويد :
« اگر نرمى گوش قطع شود و جانى هم قصاص شود ، آنگاه مجنى عليه گوش خود را پيوند بزند ، جانى حق دارد آن را جدا كند تا هر دو در عيب مساوى باشند . » « 1 »
سخن محقق در هر دو كتاب ياد شده ، اختصاص به موردى دارد كه مجنى عليه بعد از قصاص جانى ، گوش خود را پيوند بزند و در اين صورت جانى حق خواهد داشت آن را جدا كند .
در قواعد آمده است :
« اگر گوش قطع شود و تا گرم است مجنى عليه آن را پيوند بزند ، باز قصاص جانى واجب است . جدا كردن يا نكردن گوش پيوندى مجنى عليه ، به اختيار حاكم است . اگر بين هلاك او نرود . جدا كردن آن واجب است و گرنه واجب نيست . همچنين اگر جانى بعد از قصاص ، گوش خود را پيوند بزند مجنى عليه حق اعتراض ندارد .
اگر قسمتى از گوش بريده شود ولى جدا نشود ، در صورتى كه مماثله در قصاص ممكن باشد ، قصاص واجب خواهد بود و گرنه واجب نيست و اگر مجنى عليه آن را پيوند بزند ، امر به جدا كردن آن نمىشود و همچنان حق قصاص دارد . اگر شخص ديگرى گوش او را بعد از پيوند ، قطع كند يا جاى زخم را بعد از التيام آن دوباره زخم كند ؛ بايد قصاص شود و اين حكم به واقع نزديكتر است . » « 2 »
علّامه در اين عبارت متعرض اين نكته شده است كه با پيوند خوردن گوش مجنى عليه ، حق او براى قصاص ساقط نمىشود اما جدا كردن دوباره آن به اختيار حاكم است .
در ارشاد الاذهان آمده است :
« بر خلاف گوش ، اگر دندان جانى بعد از قصاص دوباره برويد ، مجنى عليه حق بيرون آوردن آن را ندارد . » « 3 »
ظاهر اين عبارت آن است كه اگر جانى گوش خود را بعد از قصاص پيوند بزند ؛ مجنى عليه حق دارد دوباره آن را جدا كند . چنانچه صريح عبارت مذكور آن است كه اگر دندان جانى بعد از قصاص ، دوباره برويد ، مجنى عليه حق بيرون آوردن آن را ندارد . شايد علت اين تفاوت آن باشد كه دندان جديد عين دندان سابق نيست بلكه دندان ديگرى است ؛ بر خلاف گوش كه همان گوش سابق پيوند زده مىشود .
هامش
( 1 ) همان ، ص 470 .
( 2 ) همان ، ص 577 .
( 3 ) همان ، ص 438 .