مسأله : در همان فرض پيشين ، جانى مىگويد : اگر مىخواهيد مرا قصاص كنيد ، آن قطعهاى را كه او پيوند زده است جدا كنيد . آيا جانى حق چنين در خواستى را دارد و آيا مىتواند تا عملى شدن در خواست خود از اجراى قصاص جلوگيرى كند ؟
جواب : گفتيم كه جدا كردن اين قطعه قهراً واجب است چه جانى خواستار آن شده باشد چه نشده باشد . اما اينكه او حق جلوگيرى از قصاص را به جهت انجام اين كار داشته باشد ، درست نيست ؛ زيرا گفتيم كه آنچه موجب قصاص است جدا شدن گوش است و جدا شدن تحقق يافته بود . » « 1 »
در اين دو مسأله به اين نكته پرداخته شده است كه در صورت پيوند گوش مجنى عليه ، حق قصاص او از جانى ساقط نخواهد شد ولى در هر صورت جدا كردن پيوندى واجب خواهد بود چون مردار است .
در مهذب ابن براج آمده است :
« اگر كسى گوش ديگرى را ببرد و جدا كند سپس مجنى عليه فوراً آن را پيوند بزند ، باز قصاص جانى واجب خواهد بود ؛ زيرا با جدا شدن گوش ، قصاص واجب خواهد شد . پس اگر جانى بگويد : گوش او را قطع كنيد سپس مرا قصاص كنيد حق خواهد داشت ؛ زيرا مجنى عليه تكه مردارى را به خود پيوند زده است . اگر چنين كردند و پس از آن جانى گوش خود را پيوند زد ، قصاص به جاى خود واقع شده و تمام است . اگر مجنى عليه بگويد : جانى گوش جداشدهء خود را پيوند زد ، گوش او را جدا كنيد ، واجب خواهد بود گوش او را جدا كنند . هر كسى با گوش پيوندزدهء خود نماز بخواند ، نماز او درست نخواهد بود ؛ زيرا او بىآنكه ضرورتى باشد حامل نجاست خارجى است . اما اگر كسى استخوان شكستهء خود را با استخوان مردارى ترميم كند ، در مذهب ما نماز او با آن استخوان درست خواهد بود ؛ زيرا استخوان مرده چون حيات در آن حلول نكرده بود نجس نيست . مردار از آن جهت مردار است كه حيات در آن از ميان رفته است و همان گونه كه گفتيم در استخوان حياتى وجود نداشته تا از ميان برود . » « 2 »
مؤلف در اين عبارات ، به هر دو مطلب پرداخته است و اين نكته را نيز افزوده است كه هر يك از دو طرف ، حق دارند خواهان جدا كردن گوش پيوندزدهء ديگرى شوند وى علت اين حكم را مردار بودن گوش پيوندى ذكر كرده است .
در كتاب غنيه آمده است :
هامش
( 1 ) سلسلة الينابيع الفقهية ، ج 24 ، ص 155 .
( 2 ) همان ، ص 184 .