قطعشدهء خود را پيوند زد جانى حق دارد دوباره آن را قطع كند و اين حكم ، اختصاص به گوش ندارد و همه اعضا را در بر مىگيرد .
در كافى ابو الصلاح حلبى آمده است :
« در مورد هيچ زخم يا قطع عضو يا شكستگى يا دررفتگى تا يأس از بهبود آن حاصل نشود نمىتوان حكم به قصاص كرد ؛ بنابراين اگر در مورد جراحتى حكم به قصاص شود ولى مجروح و جانى هر دو خوب شوند يا هر دو خوب نشوند ، هيچ كدام حقى بر ديگرى ندارد . اما اگر يكى از آن دو خوب شود و زخمش التيام پيدا كند ، قصاص در مورد ديگرى تكرار مىشود . اين در فرضى است كه قصاص به اذن شخص اول انجام گرفته باشد ولى اگر قصاص به اذن او انجام نگرفته باشد ، شخص قصاص شده بايد به كسى كه قصاص به اذن او انجام گرفته رجوع كند نه به مجنى عليه . » « 1 »
شيخ طوسى در نهايه مىگويد :
« اگر كسى نرمى گوش انسانى را قطع كند و او خواهان قصاص شود و او را قصاص كنند ، آنگاه شخص مجنى عليه گوش خود را معالجه كرده و قسمت بريده شده را پيوند بزند شخص قصاص شده حق دارد دوباره نرمى گوش او را قطع كند و به حالت قبل از اجراى قصاص برگرداند . در ديگر اعضا و جوارح نيز همين حكم جارى است . » « 2 »
در كتاب خلاف نيز آمده است :
« اگر كسى گوش ديگرى را قطع كند ، گوش او قطع خواهد شد . اگر جانى گوش خود را پيوند بزند ، مجنى عليه حق دارد خواستار قطع دوبارهء آن شود و آن را جدا كند .
شافعى مىگويد : « خود مجنى عليه نمىتواند اين كار را انجام دهد ولى حاكم بايد جانى را مجبور به قطع گوش پيوندى كند ؛ زيرا او حامل نجاست است چون گوش جداشدهء او تبديل به مردار شده است ، از اين رو نجس بوده و نماز با آن درست نيست . » دليل ما اجماع شيعه و اخبار ايشان است . » « 3 »
اين عبارت مربوط به موردى است كه جانى گوش خود را كه به حكم قصاص قطع شده بود پيوند بزند و حكم عكس آن كه مجنى عليه گوش خود را پيوند بزند بيان نشده است .
در كتاب مبسوط هر دو فرض بيان شده است :
« هرگاه گوش كسى را بريده و جدا كنند ، سپس مجنى عليه فوراً گوش بريدهء خود را
هامش
( 1 ) همان ، ص 92 .
( 2 ) همان ، ص 143 .
( 3 ) همان ، ص 37 ، كتاب خلاف ، مسأله 72 .