تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بايسته هاى فقه جزاء (فارسى) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
رسيده است كه مستحق مجازات‌هاى ياد شده باشد . ما سرّ عطف عام بر خاص را در آيه اين گونه فهميديم . » « 1 » بر اين تقريب نيز دو اشكال وارد است : اولًا : عنوان محاربه كه در صدر آيه آمده است از دو حال خارج نيست ، يا آن را حمل مىكنيم بر معناى مجازى آن يعنى گناه بزرگى كه همپايهء محاربه با خدا و پيامبر است ، چنان كه در آيهء ربا «
فَأْذَنُوا بِحَرْبٍ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ
» همين گونه است ، يا آن را حمل مىكنيم بر معناى حقيقى خود و مجاز را فقط در اسناد مىدانيم ، بدين معنى كه سلاح كشيدن و محاربه كردن ، در حقيقت محاربهء با خدا و پيامبر است ولى از طريق محاربهء با اولياء و اتباع خدا و پيامبر كه همان مسلمانان هستند . بنابر حالت نخست ، به ناچار عنوان اوّل ( محاربه ) نوعى تمهيد و زمينه‌سازى براى عنوان دوم ( فساد در زمين ) خواهد بود و حكم بر مدار عنوان دوم مىچرخد ، زيرا عنوان حقيقى و كارى كه جرم شناخته شد و براى آن مجازات تعيين شده همين عنوان دوّم است و عنوان اول ( محاربه ) ، عنوان ادعايى و تشبيهى است كه فقط براى بيان زشتى و هولناكى آن جرم و اينكه چنان جرمى همپايهء محاربهء با خدا و پيامبر است ، آورده شده است . اما اين حالت ، بازگشت به همان تقريب نخست است كه گفتيم نادرست است و الغاى معناى حقيقى محاربه و حمل آن بر معناى مجازى و تشبيهى ، دليلى ندارد ، بلكه همان گونه كه بيان كرديم ، چنين برداشتى با سياق و تركيب جمله هم سازگار نيست . بنابر حالت دوم ، معناى حقيقى محاربه يعنى سلاح كشيدن ، در موضوع حكم اخذ شده است و در اين صورت ، جرم حقيقى همين عنوان ( محاربه ) خواهد بود ، زيرا سلاح كشيدن ، محاربهء حقيقى با امّت ، خدا و پيامبر است و جرم بودن اين كار زشتى و هولناكى آن ، روشن است و نيازى به تنزيل و تشبيه ندارد ، بلى تنزل و تشبيه در اسناد صورت گرفته است ، يعنى محاربهء با امّت ، به تعبير محاربهء با خدا و پيامبر آورده شده است ، امّا بالفعل و در خارج ، عمل حقيقى محاربه محقق شده است . جرم بودن چنين عنوانى ، روشن‌تر است از جرم بودن عنوانى اجمالى و اعتبارى همچون افساد در زمين ، كه بر حسب جنبه‌ها و اعتبارات مختلف آن ، برداشت‌هاى مختلفى از آن وجود دارد و مناسب نيست كه چنين عنوان مجملى ، علّت آورده شود براى اثبات جرم بودن چنان عنوان ساده‌اى كه جرم بودن آن و استحقاق مجازات سخت براى مرتكب آن ، خود بسيار روشن است . آيا عرفاً درست است كه گفته شود : محاربه با خدا و پيامبر نكنيد زيرا اين كار ،
هامش
( 1 ) كلمات سديده ، ص 409 .