افساد در زمين است ؟
در تقريب دوّم ، براى اثبات اينكه موضوع حكم در آيه ، افساد در زمين است ، به ارتكاز عقلا استناد شده بود . بدين معنا كه عقلا بر اساس ارتكاز خود ، انگيزهء وضع مجازاتهاى متنوع مذكور در آيه را « افساد در زمين » مىدانند و با عطف اين عنوان بر محاربهء ، مردم مىپذيرند كه عمل مفسدان - كه در فرض بحث عبارت است از محاربه و جنگ با مسلمانان - استحقاق مجازاتهاى ياد شده را دارد . استناد به ارتكاز عقلا در اينجا كاملًا نادرست است ، زيرا كدام ارتكاز عقلايى است كه در باب فساد در زمين ، حكم مىكند به اينكه مجازات آن بايد قتل باشد ؟ بلكه بر عكس ، اينكه كيفر جنگ و محاربه ، قتل باشد در ارتكاز عقلايى روشنتر است . پيداست كه اين گونه ارتكازها ، از ارتكازهاى خاصّ اهل شرع ( متشرعين ) است كه از احكام شرعى و در طول آنها نشأت گرفته است .
و به روشنى معلوم است كه شايسته نيست چنين ارتكازهايى منشأ استظهار از آيات كريمه واقع شوند .
ثانياً : مبناى استظهار تقريب دوم - به اعتراف خود استدلال كنندگان - آن است كه عنوان افساد در زمين كه بر عنوان محاربه عطف شده ، اعم مطلق است از آن ، و اين عطف از قبيل عطف عام بر خاص بوده و از باب جمع ميان دو امر ( معطوف و معطوف عليه ) نيست ، بلكه از باب ذكر علت و نكتهاى عام بعد از ذكر مصداق خاصى از آن است .
چنين مبنايى را نمىتوان پذيرفت ، و دليل نپذيرفتن آن همان است كه پيش از اين گفته شد كه هر معصيتى ، افساد در زمين نيست همچنانكه هر محاربهاى ، سعى در افساد در زمين به شمار نمىآيد . پيشتر سخن مفسران را در اين باره نقل كرديم كه جملهء دوم «
وَ يَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَساداً
» مقيّد و مخصّص محاربه است به محاربهاى كه براى ايجاد فساد در زمين باشد و بر اين اساس ، جنگ كافران و باغيان از مفهوم محاربه خارج خواهد شد .
با نفى دو احتمال اوّل و دوّم ، احتمال سوم متعيّن خواهد شد . احتمال سوم آن بود كه هر دو عنوان مذكور با هم - چنان كه مقتضاى واو عطف است - موضوع حكم در آيهء محاربه هستند . اما در عين حال مراد از اين احتمال آن نيست كه براى تحقّق موضوع آيهء ، وقوع دو عمل و صدور دو جرم در خارج شرط است ، يكى محاربه با خدا و پيامبر و ديگرى سعى در ايجاد فساد در زمين . بلكه موضوع آيه ، يك عمل است كه مصداق هر دو عنوان مذكور مىباشد . به عبارتى ديگر ، « سعى در ايجاد فساد در زمين » قيد است براى عمل محاربه نه شخص محارب ، و « محاربه » قيد است براى عمل افساد در زمين نه