آيهء محاربه نيز از قبيل حالت دوم است ، زيرا جملهء «
وَ يَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَساداً
» عطف است بر جملهء «
يُحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ
» و جمله معطوف عليه ، صله و قيد است براى موضوع و موضوع حكم عبارت است از موصول «
الَّذِينَ
» ، در آيه . بلى اگر در آيه ، موصول « الذين * بر سر جمله دوم نيز تكرار مىشد و آيه به اين صورت مىبود : «
إِنَّما جَزاءُ الَّذِينَ يُحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ
الذين
يَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَساداً أَنْ يُقَتَّلُوا . . .
» با صرف نظر از ديگر قرائن ، احتمال مذكور وجهى داشت . پس با توجه به آنچه گفته شد ، احتمال تعدّد موضوع قطعاً ساقط است .
احتمال ديگر آن است كه فقط يكى از دو عنوان مذكور ، تمام موضوع حكم بوده و عنوان ديگر از مصاديق آن موضوع باشد . اين احتمال را برخى ادعا كرده و آن را نزديكتر به واقع دانستهاند ، به اين بيان كه در آيه محاربه ، موضوع عبارت است از « افساد فى الارض » و محاربه را يكى از مصاديق افساد فى الارض قرار دادهاند و اين معنا را يكى از دلايل تعميم حدّ محارب به هر مفسد فى الارض شمردهاند .
توجيه اين احتمال به يكى از دو تقريب زير ، ممكن است :
تقريب نخست : موضوع در اين آيه فقط « افساد فى الارض » است و تعبير محاربهء با خدا و پيامبر در آيه به جهت زمينهسازى و تمهيد براى بيان موضوع آورده شده است تا زشتى و سنگينى گناه افساد در زمين را بنماياند ، مانند آنچه كه در آيهء ربا آمده است :
«
فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا فَأْذَنُوا بِحَرْبٍ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ .
»
روشن است كه اين محاربه در حقيقت محاربهء با خدا و پيامبر نيست ، روشنى اين نكته به خودى خود قرينهاى است بر اينكه تعبير «
يُحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ
» براى بيان هولناك بودن و سخت نشان دادن اين گناه و درجهء معصيت آن را همپاى محاربهء با خدا و پيامبر دانستن ، آورده شده است . بر اساس ، مفاد آيه اين گونه است : «
إِنَّما جَزاءُ الَّذِينَ يُحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ
بالافساد
فِي الْأَرْضِ . . .
» يعنى كيفر كسانى كه با ايجاد فساد در زمين ، به جنگ با خدا و پيامبر برخاستهاند ، آن است كه . . .
در پاسخ اين تقريب مىگوييم :
اولًا : اين برداشت از آيه ، بسيار خلاف ظاهر است و قياس آن با آيهء ربا ، مع الفارق است ، زيرا اخذ عنوان محاربه در موضوع آيه ، مفروغ عنه است ، آيه مىفرمايد : «
إِنَّما جَزاءُ الَّذِينَ يُحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ
» و اين كلام مثل آن است كه بگوييم : « المحارب للّه و رسوله جزاءه كذا . . . » و اين تعبير - يعنى اخذ عنوان محاربه در موضوع جمله - ، با تشبيه و تنزيل تناسبى ندارد ، بلكه اگر غرض ، بيان تشبيه و تنزيل مىبود ، مىبايست ، عنوان محاربه در محمول جمله آورده مىشد ، يعنى در عقد الحمل نه در عقد الوضع و جمله به