آن است كه ظرف « فى الارض » ، ظرف لغو باشد يعنى متعلق به افساد باشد و اين خلاف ظاهر است يا متعارف نيست ، در حالى كه ظرف در مثل (
وَ يَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَساداً
) ظرف مستقرّ بوده و متعلق به سعى ( يسعون ) است ، يعنى ظرف است براى فعل و فاعل .
بر اين سخن چند اشكال وارد است :
اولًا ، اصل اين ادعا كه ظرف لغو در اينجا ، خلاف ظاهر است يا متعارف نيست ، شاهدى بر آن وجود ندارد . اينكه ظرف در اينجا ظرف لغو بوده و متعلق به افساد باشد ، هم موافق ذوق است و هم قواعد ادبى آن را تأييد مىكند ، چنان كه در جملهاى مثل « يعمل فى الارض » چنين است .
ثانياً ، ممكن است كه ظرف در اينجا ، ظرف مستقر بوده و متعلق به سعى باشد و با وجود اين ، همان معنا ( فاسد كردن زمين ) را از آن به دست آوريم . زيرا « سعى بالفساد » به معناى انجام دادن فساد است و اين خود تعبير ديگرى است از همان « عمل فساد » ، بر اين اساس ، تقييد « سعى بالفساد » به قيد « فى الارض » به معناى تقييد خود « فساد » است به قيد « فى الارض » و معناى آن نيز عبارت است از فاسد كردن زمين . همچنانكه اگر ظرف ، ظرف مستقر و متعلق به مقدر مىبود نيز از آن چنين استفاده مىشد كه اين ظرف ، قيد است براى فساد نه براى مفسد و بدان معناست كه اين فسادى كه از فاعل آن يعنى از مفسد سر زده ، فساد در زمين است نه چيز ديگر .
همهء سخن در اينجا آن است كه استفادهء اين معنى از آيه ، مربوط به نكتهء ادبى تشخيص متعلق ظرف نيست ، بلكه مربوط است به نكته دلالت معنوى ، و آن اينكه ظرف در نتيجهگيرى نهايى ، يا قيد و وصف و تخصيص است براى فساد ، بدين معنا كه فسادى كه مقيّد است به اينكه در زمين باشد به فاعل نسب داده شده است و يا قيد و ظرف است براى خود نسبت و صدور فعل فساد از فاعلش .
بنابر فرض اول - حتى اگر ظرف متعلق به مقدر يا به سعى باشد - چنين استفاده مىشود كه فساد در زمين ايجاد شده و در آن حلول كرده است ، و بنابراين فرض دوم ، - حتى اگر ظرف ، لغو باشد - بيش از اين به دست نمىآيد كه صدور فعل و نسبت آن به فاعل ، در زمين انجام گرفته است .
در اينجا دو پرسش مطرح است ، پرسش نخست آنكه آيا اين معنا - يعنى فاسد شدن زمين و از ميان رفتن صلاح آن - اختصاص به مواردى دارد كه فساد از نوع ظلم و قتل و تجاوز به اموال و حقوق ديگران و مانند آن باشد ، يا اينكه معناى ياد شده عموميت دارد و هر گونه ارتكاب مفسده و معصيت شرعى را در بر مىگيرد ؟
پرسش دوم آنكه ، آيا در صدق « افساد فى الارض » آشكار بودن فساد و شيوع و