كتابهاى فقهى و تعبيرات فقهاء آمده است - يا عبارت است از عنوان « مفسد فى الارض » و عنوان محارب يكى از مصاديق آن است ؟ يا عبارت است از مجمع هر دو عنوان مذكور ، بدين معنا كه موضوع حدّ محارب ، آن گونه افسادى است در زمين كه به صورت محاربه باشد ؟ اختلاف در تشخيص موضوع حدّ محارب ، ناشى از اختلاف در كيفيّت فهم رابطهء ميان دو عنوانى است كه در آيه آمده است . بر اين اساس به بررسى احتمالات مذكور مىپردازيم :
فرض وجود دو موضوع مستقلّ براى حدّ محاربه كه يكى عنوان « محارب » و ديگرى عنوان « مفسد فى الارض » باشد ، فرضى نادرست است ، زيرا آيهء مباركه به روشنى ظهور دارد در بيان مجازات يك نوع جرم و يك سنخ از مجرمان ، يعنى كسانى كه هر دو عنوان ( محارب و مفسد ) را در خود جمع كردهاند «
الَّذِينَ يُحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَساداً .
»
ممكن است گفته شود : عطف در آيه ، براى سرايت دادن حكم معطوف عليه به معطف است . بنابراين مقتضاى عطف در اينجا ، آن است كه هم « محارب » و هم « كسى كه در زمين فساد برپا مىكند » هر كدام جداگانه ، موضوع حكم و جزا هستند ، همانند آيهء «
أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ »
يا آيهء «
حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَ الدَّمُ وَ لَحْمُ الْخِنْزِيرِ .
»
در پاسخ اين اشكال گفته مىشود : درست است كه عطف براى سرايت دادن حكم معطوف عليه به معطوف است ، امّا بايد ديد كه خود معطوف عليه در جمله ، چه حكمى دارد . هرگاه خود معطوفُ عليه در جمله ، موضوع حكم واقع شده باشد يعنى طرفِ نسبت تام حكمى قرار گرفته باشد ، آنگاه مقتضاى عطف بر آن ، اين است كه معطوف نيز ، همانند آن مستقلًا موضوع حكم باشد ، چنان كه در دو مثال گذشته اين چنين است . و هرگاه در جملهاى ، معطوف عليه در جايگاه وصف يا قيدى براى موضوع قرار گرفته باشد يعنى طرفِ نسبت ناقصهء تقييدى باشد ، باز مقتضاى عطف ، آن است كه همين حكم معطوف عليه يعنى همين « طرفِ نسبت ناقصه تقييدى بودن » را به معطوف سرايت دهد و نتيجهء اين عطف آن است كه معطوف نيز همانند معطوف عليه ، قيد و وصفى براى موضوع حكم است نه خود موضوع ، زيرا خود معطوف عليه موضوع حكم نيست تا معطوف نيز موضوع باشد . چنان كه در جملهاى مثل « اكرم الرجل اذا كان عالماً و عادلًا و قرشياً » و يا در آياتى از قبيل : «
قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَكَّى * وَ ذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى
» و «
قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ هُمْ فِي صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ * وَ الَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ * وَ الَّذِينَ هُمْ لِلزَّكاةِ فاعِلُونَ * وَ الَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ
» چنين است .