تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بايسته هاى فقه جزاء (فارسى) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
جوامع انسانى باشد . 2 - اينكه اخلال در خصوصيت ياد شده ناشى از ظلم و تجاوز به ديگران باشد ، نه اينكه انسانها به اختيار و ميل خود كارهايى انجام دهند كه موجب اخلال در زندگى و استقرارشان در زمين شود . مثلًا اگر مرتكب كارهايى شوند كه به تدريج موجب ضعف و نابوديشان گردد ، اين گونه كارها ، مصداق افساد در زمين نيست ، هر چند نتيجه آنها با افساد يكى است . بر اين اساس ، چنين مىنمايد كه در مفهوم فساد ، وجود ظلم و تجاوز اخذ شده است ، صاحب قاموس المحيط ، فساد را به « گرفتن مال ديگرى از روى ظلم » معنا كرده است . بنابراين ، معناى فساد ، منحصر است به چيزى كه بالذات فساد باشد يعنى به خودى خود زشت و ناپسند باشد كه همان ظلم و تجاوز به ديگران است ، نه هر چيزى كه - هر چند از ديدگاه خاصى - گناه يا فساد شمرده شود . آنچه كه ادعاى اختصاص فساد به موارد ظلم و تجاوز را تقويت مىكند ، اين است كه مىبينيم در ديگر آيات كريمه نيز تركيب « فساد فى الارض » فقط در موارد تجاوز به مال و جان و مانند آن ، استعمال شده است نه در موارد ارتكاب ساير گناهان كبيره ، حتى در مورد گناهانى مثل كفر و شرك به خدا . اما در پاسخ پرسش دوم بايد گفت : اختصاص داشتن معناى فساد به مواردى كه تجاوز و قتل و غارت ، آشكار و مشهور و گسترده و شايع ميان مردم باشد ، نادرست است ، بلكه تجاوز به حقوق يك نفر نيز اگر به گونه‌اى باشد كه موجب اخلال در امنيّت محل شود ، مصداق « فساد در زمين » خواهد بود . آرى در صدق عنوان « فساد در زمين » شرط است كه تجاوز جنبهء شخصى نداشته باشد و متوجه شخصى معيّن و از روى دشمنى شخصى با او نباشد ، بلكه تجاوز بايد متوجّه همهء ساكنان يك محل بوده اگر چه فقط در مورد يك نفر عملى شده باشد . اگر مراد از شيوع يا آشكارا بودن تجاوز ، عموميت داشتن آن بدين معنا باشد ، بلى چنين عموميتى در صدق « فساد در زمين » معتبر است ، زيرا در غير از چنين حالتى ، اضافه فساد به زمين ، مناسبت ندارد ، از اين رو به ناچار فساد بايد بدين معنا جنبهء عمومى داشته باشد تا مصداق فساد در زمين واقع شود .

نكته دوّم : جمع ميان دو عنوان « محارب » و « مفسد فى الارض » در آيه

آيا در آيه محاربه ، دو موضوع مستقلّ براى حدّ محارب ، وجود دارد ، يكى عنوان « محارب » و ديگرى عنوان « مفسد » يا اينكه در آيه يك موضوع بيشتر وجود ندارد ؟ و در صورت دوّم آيا اين موضوع واحد ، عبارت است از عنوان « محارب » - چنان كه در