تفاوت هست ، « اخافه » أعم است از « اهل ريبه » از اين رو متأخران ، آوردن تعبير « اهل الريبة » را تقييد زايدى شمردهاند و چنان كه شرح آن در جاى خود خواهد آمد برخى از ايشان با تمسك به اطلاق ادلّه ، اين قيد را نفى كردهاند .
راوندى در فقه القرآن ، در ذيل مباركه آورده است :
« هر كس از اهل فساد كه در شهر يا غير شهر سلاح بكشد ، در هر حال ، محارب است و براى او پنج حالت وجود دارد : اگر مرتكب قتل شود ولى مال مردم را نبرد ، امام بايد او را بكشد و نه اولياء مقتول و نه امام نمىتوانند او را عفو كنند . و اگر محارب مرتكب قتل شود و مال را نيز ببرد . . . تا آنجا كه مىگويد : « خداوند در اين آيه حكم كسى را بيان فرموده است كه اين عمل را آشكارا و مسلّحانه انجام دهد ، سپس به دنبال آن در آيهء ديگرى «
وَ السَّارِقُ وَ السَّارِقَةُ
» حكم كسى را بيان فرموده كه اين عمل را پنهانى انجام دهد . » « 1 »
فاضل مقداد در تفسير خود ذيل آيه مباركه آورده است :
« اصل حرب به معناى سلب است و « حرب الرجل ماله » به معناى « سلب الرجل ماله » است ، به كسى كه مال او را برده باشند محروب و حريب گفته مىشود : نزد فقها هر كس كه به قصد ترساندن مردم سلاح بكشد ، چه در خشكى و چه در دريا ، چه شب و چه روز ، چه توانا و چه ناتوان ، چه از اهل فساد باشد و چه نباشد ، چه مرد و چه زن ، محارب است ، راهزن و تجاوزگر به مال و ناموس نيز داخل در همين عنوان است . » « 2 »
ابن ادريس در بخش حدود كتاب سرائر مىگويد :
« خداوند در آيه محاربه فرموده : «
إِنَّما جَزاءُ الَّذِينَ يُحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَساداً أَنْ يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلافٍ أَوْ يُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ
» فقهاى عامه اتفاق نظر دارند كه مراد آيه ، قطاع الطريق است . نزد ما مراد آيه هر كسى است كه به قصد ترساندن مردم سلاح بكشد ، چه در خشكى و چه در دريا ، چه در آباديها و شهرها و چه در بيابانها و صحراها ، در هر جا وقتى اين عمل از كسى
هامش
( 1 ) فقه القرآن ، ج 2 ، ص 378 .
( 2 ) كنز العرفان ، ج 2 ، ص 351 .