سخن اين دو بزرگ ، صريح است در اينكه محارب به معناى مصطلح آن يعنى كسى كه به قصد فساد و ارعاب مردم و غارت آنها سلاح بكشد ، داخل در مدلول آيه است ، امّا اينكه آيه اختصاص به اين قسم محارب دارد و شامل محاربهء كافران و باغيان نمىشود ، از آنجا به دست مىآيد كه در سخن اين دو بزرگ اشارهاى به محاربهء كافران و باغيان نشده است و حكم اين قسم از محاربان را بيان نكرده و فقط حدّ محارب به معناى مصطلح فقهى آن را بيان كردهاند ، در حالى كه ايشان در صدد بيان حدود مقرّر شرعى بودهاند ، و اگر اين حدّ ، حكم ثابت شرعى در مورد هر محاربى به معناى اعم آن مىبود ، مىبايست باغى و كافر محارب را نيز به عنوان موضوع اين حكم شرعى بيان مىكردند و به ذكر محاربهء به معناى اخصّ آن ، اكتفا نمىكردند .
شيخ طوسى در باب قطّاع الطريق از كتاب مبسوط مىفرمايد :
« خداوند در آيه كريمه فرمود : «
إِنَّما جَزاءُ الَّذِينَ يُحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ . . .
» و مردم در مراد اين آيه اختلاف كردهاند ، گروهى مىگويند : مراد آن ، اهل ذمّه است كه پيمان ذمّه را شكسته و به دار الحرب پيوسته و به جنگ با مسلمانان برخاستهاند ، اينان همان محاربانى هستند كه خداوند در اين آيه آنها را ذكر كرده است ، و حكم آنها بر اين نافرمانى همين مجازاتى است كه در اين آيه آمده است . گروهى ديگر مىگويند : مراد آيه مرتدّها هستند كه از اسلام روىگردان شدهاند و هرگاه كه امام بدانها دست يابد ، مجازات مذكور در آيه را در حق آنها اعمال خواهد كرد .
زيرا آيهء محاربه در مورد عَرَنيّين نازل شده كه وارد مدينه شدند ولى آب و هواى مدينه با مزاج آنان سازگار نبود و شكمشان باد كرد و رويشان زرد شد . پيامبر بدانها فرمود كه از مدينه بيرون رفته و به محل نگهدارى شتران زكات بروند و از شير آنها بياشامند و از ادرار آنها براى درمان خود استفاده كنند . آنان نيز چنين كردند و چون سلامت خود را بازيافتيد ، شتربان را كشته و شترها را با خود بردند . پيامبر به دنبال آنها فرستاد و آنها را گرفته و دست و پاى ايشان را قطع و چشمشان را از حدقه درآورد و آنان را در گرما انداخت تا مردند . تمامى فقيهان [ عامّه ] بر اين نظرند كه مراد آيه ، قطاع الطريق ( رهزنان ) هستند كه عبارتند از كسانى كه سلاح كشيده و به ارعاب و راهزنى مىپردازند . مطابق روايات ما ، مراد آيه هر كسى است كه سلاح كشيده و مردم را مىترساند چه در