اگر صاحب پيراهنى آن را از دست غصبكننده كشيده تا از چنگ او بيرون آورد ، ولى او پيراهن را رها نكند و در اين ميان پيراهن پاره شود ، گرچه تباه شدن آن با كار هر دو انجام گرفته ، ولى گفته مىشود كه چون غصبكننده ، حق نگهدارى پيراهن ديگرى را نداشته ، پس خود او سبب نابودى پيراهن است و بايد همهء بهاى آن را بپردازد . يا گواه دروغين كه ضامن مال از دست رفته است ؛ چرا كه حقيقت را پنهان كرده و گواهى دروغ داده بود و از مباشر ، كه همان قاضى است ، قوىتر است .
در اين مسأله ، اگر اين نكته را پذيرفته و بدان يقين كنيم ، محكوم عليه ضامن هزينههاى دادرسى خواهد بود و گرنه مانند مسألهء پيشين ، اصل آن است كه او ، ضامن چنين هزينهاى نيست .
بايسته هاى فقه جزاء (فارسى) — صفحة 179
مساهمون: السيد محمود الهاشمي الشاهرودي
ص١٧٩