و امير المؤمنين ( ع ) نيز بوده است ؛ چرا كه تا آن روز سكهاى در ميان مسلمانان ضرب نمىشد و از زمان عبد الملك به فرمان امام زين العابدين يا فرزندش امام باقر ( ع ) ضرب سكه آغاز گرديد كه داستانش معروف است . بنابراين ، در ديه ، هزار مثقال طلا يا هفت هزار مثقال نقره كافى است . نام بردن دينار و درهم در اين روايات ، مانند روايات ربا و بيع صرف براى در نظر گرفتن وزن آن دوست ، چنان كه در روايات صرف ، روايتى است كه در آن درهم و دينار به جاى وزن به كار برده شد .
در معتبرهء ابى بصير چنين آمده :
« قال : قلت لأبي عبد الله ( ع ) : آتي الصير في بالدراهم ، أشترى منه الدنانير فيزن لى أكثر من حقّى ثم ابتاع منه مكانى دراهم ؟ قال : ليس به بأس و لكن لا تزن أقلّ من حقّك . » « 1 » به امام صادق ( ع ) گفتم : درهمهايى را نزد صرّاف برده و از او دينار مىخرم . او برايم بيش از حق من وزن كرده ، آنگاه من به جاى آن ، درهمهايى ديگرى از او مىخرم .
حضرت فرمود : باكى نيست ، ولى هرگز كمتر از حق خويش وزن نكن .
در صحيحهء ابن حجاج نيز آمده :
« سألته ( ع ) عن الرجل يشترى من الرجل الدراهم بالدنانير فيزنها و ينقدها و يحسب ثمنها كم هو ديناراً ثم يقول : أرسل غلامك معى حتى أعطيه الدنانير ، فقال : ما احبّ أن يفارقه حتى يأخذ الدنانير . . . » « 2 » از امام ( ع ) پرسيدم : مردى از كسى درهمهايى را در برابر چند دينار مىخرد و پس از آن كه آنها را كشيده و بهايش را به دينار حساب كرده مىگويد : فرزند يا خدمتكارت را بفرست تا دينارها را به او بدهم .
حضرت فرمود : جدايى آن دو تن را تا گرفتن دينارها نمىپسندم . . .
جملهء : « دينارها را مىخرم و بيشتر از حقم وزن مىكند » در حديث نخست و جملهء :
« وزن كرده و بهايش را به دينار حساب مىكند » گوياى آن است كه دينار به وزن بوده و نه به شمارش .
پاسخ : اگر سخن بلاذرى را درست بدانيم ، چيزى بيش از اين را به اثبات نمىرساند كه مردم مكه به جاى دينار و درهم سكهدار ، در دادوستد خويش با وزن طلا و نقره نيز
هامش
( 1 ) وسائل الشيعة ، ج 12 / 458 .
( 2 ) همان مدرك ، ج 12 / 458 .