تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بايسته هاى فقه جزاء (فارسى) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
عليه . » اختلافى در اين مطلب ، ميان فقيهان ما نمىيابم و گروهى از آنان ، اين را به شيعه و سنى نسبت داده‌اند و عالمان ايشان بر آنند كه نزد خودشان اجماعى است و از ظاهر سخن خلاف آورده‌اند كه اجماع همهء مسلمانان بر آن است . از ظاهر كتاب منتهى در مبحث فطرة ، اجماع بر آن نقل شده است . در رسالهء الأوزان و المقادير مرحوم مجلسى آمده است : « و أمّا الدراهم . . . فقد ذكر الخاصّة و العامّة أنّها كانت ستّة دوانيق . قال العلّامة في التحرير . و الدراهم في صدر الإسلام كانت صنفين ؛ بغلية و هي السود و كل درهم ثمانية دوانيق ، و طبرية كل درهم أربعة دوانيق ، فجمعا في صدر الإسلام و جعلا درهمين متساويين و وزن كل درهم ستة دوانيق و نحوه . قال في التذكرة و المنتهى و قابل المحقق في المعتبر : المعتبر كون الدرهم ستة دوانيق ؛ بحيث يكون كل عشرة منها سبعة مثاقيل من ذهب و في المغرب : تكون العشرة وزن سبعة مثاقيل . » شيعه و سنى درباره درهم گفته‌اند : شش دانه بوده است . علامه در تحرير گفته است : درهمها در آغاز اسلام بر دو دسته بود : بغلى كه پول سياه بود و هر درهم هشت دانه و طبرى كه هر درهم چهار دانه بود . همهء آنها در آغاز اسلام جمع‌آورى شده و دو گونه درهم با وزن برابر ، به گردش افتاد كه وزن هر يك شش دانه است . علامه در تذكره و منتهى و محقق در معتبر گفته‌اند : هر درهم بايد شش دانه باشد ، به گونه‌اى كه هر ده درهم با هفت مثقال طلا برابر شود . در مغرب آمده است : ده درهم به وزن هفت مثقال است . از مسعودى نيز نقل شده كه در بيان علت اين مطلب چنين نوشته است : « اين كه هر ده درهم را به وزن هفت مثقال طلا قرار داده‌اند ، از آن روست كه طلا از نقره سنگين‌تر است . گويا آنان اندكى نقره و به همان اندازه نيز طلا را سكه زدند ، سپس هر دو را كشيدند و دريافتند كه طلا به اندازهء سه هفتم وزن نقره از آن سنگين‌تر است ، بدينسان در ميان مسلمانان قرار بر اين گذاشتند كه هر درهم ، نيم مثقال به اضافهء يك پنجم