إِن كُنتُمْ صادِقِينَ * بَلْ إِيّاهُ تَدْعُونَ » ؛ « 1 » [ « بگو : به من خبر دهيد اگر عذاب پروردگار به سراغ شما آيد ، يا رستاخيز برپا شود ، آيا - براى حلّ مشكلات خود - غير خدا را مىخوانيد اگر راست مىگوييد ؟ - نه - بلكه تنها او را مىخوانيد » . ]
بر اساس اين اهميّتى كه اعتقاد به « بداء » در پرستش خدا و توجّه به او دارد ، در روايات وارد شده است : « ما عبد اللَّه بشىء مثل البداء » ؛ « 2 » - خداوند به چيزى نظير اعتقاد به بداء مورد پرستش واقع نشده است - .
خلاصهء بحث اين است كه مسألهء « بداء » به هر تفسيرى معنى شود با علم مطلق الهى منافات ندارد . يعنى او همانطور كه « بكل شىء عليم » است « بكل شىء قدير » است .
در مسألهء بداء دو شبهه مطرح شده است :
شبههء اوّل : از طرف قائلين به جبر است كه مىگويند : وقتى علم خدا به چيزى تعلق گرفت ، تخلّف علم از معلوم ناممكن است . بنابراين اگر مفاد « كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ » « 3 » اين باشد كه هر روز و در هر آن به هرچه علم او تعلق پيدا كند ، آن واقع مىشود ، بنابراين خلق مىكند ، روزى مىدهد و منع مىكند ، همهء افعال از او است و خارج از محدودهء علم او چيزى تحقق نمىيابد ، بلكه خارج از اين محدوده صدور فعلى جايز و ممكن نخواهد بود . چنانكه تحقق افعالى كه علم او به صدور آنها تعلق گرفته است واجب خواهد بود ؛ زيرا صادر نشدن آن افعال
هامش
( 1 ) . سورهء انعام ، آيه 40 و 41 .
( 2 ) . بحارالأنوار ، ج 4 ، ص 107 ، ح 19 .
( 3 ) . سورهء الرحمن ، آيه 29 .