تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گفتمان مهدويت (فارسى) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
را نفى نمىكند و گويا حكيم و محقق طوسى آنجا كه در پاسخ به خيام فرموده است :
علم ازلى علّت عصيان گفتن * نزد عقلا زغايت جهل بود
به اين جواب اشاره دارد كه علم به وقوع و صدور افعال از افراد مختار به اختيارى بودن آنها آسيبى نمىرساند . شبههء دوم : اين است كه اخبار انبياء و اولياء از امور غيبى آينده ، به خصوص اخبار حضرت رسول خدا صلى الله عليه و آله و ائمهء طاهرين عليهم السلام با امكان « بداء » در آنها ، چگونه قابل تفسير و توجيه است ، يعنى آنان چگونه از اين همه وقايع ، بدون ملاحظه اينكه شايد در خبرى كه مىدهند ، « بداء » واقع شود به طور جزم خبر داده‌اند ؟ جواب : امكان وقوع « بداء » و وقوع آن در بعض موارد ، به معنى وقوع آن در همهء موارد نيست . بنابراين خبر غيبى آن بزرگواران - كه علمشان از علم خدا و تعليم و الهام او نشأت مىگيرد - به واقع نشدن « بداء » دلالت دارد و با امكان وقوع « بداء » منافاتى ندارد . و اگر شبهه اين‌گونه طرح شود كه بر حسب بعضى از روايات در مواردى خبرهاى انبياء و ائمهء معصومين عليهم السلام وقوع نيافته و علّت آن را وقوع « بداء » يا امورى ديگر ذكر كرده‌اند و اين امر مستلزم اخبار از خلاف واقع و متهم شدن به كذب و موجب وهن مقام نبوّت و ولايت مىشود . به علاوه شخص نبى يا وليّى كه از آن خبر مىدهد ، يا عالم به وقوع « بداء » است يا عالم نيست . در صورت اوّلى بديهى است خبر از وقوع