ممكن است مراد از محو در « بداء » ، محو اين تقديرات به تقديرات ديگر باشد ، مثل محو اثر بيمارى و شفا به دوا يا دعا كه به خواست خدا انجام مىگيرد . همان تقدير و تأثير بيمارى نيز به مشيّت الهى است ، همانگونه كه در اسباب و مسبّبات مادى و ظاهرى مىبينيم كه فلان عامل از سقوط انسان در دريا يا از بلندى ، يا وقوع يك حادثه و تصادف مانع شد . گاهى هم اين تحوّل با تأثير اسباب غيبى محو يا اثبات مىشود .
ممكن است مراد اين باشد كه تقديرات حتمى نيستند و تنها به واسطهء خواست خداوند است كه اين تقديرات محو يا اثبات مىشوند و بدون آن هيچ تقديرى به نتيجه نمىرسد و مراد از « وَعِندَهُ أُمُّ الْكِتابِ » « 1 » هم اين است كه همهء روابط و تقديرات در امّ الكتاب است . يا اينكه آنچه تحقق مىپذيرد خلاف آن وجود پيدا نمىكند همه در امّ الكتاب است .
در هر صورت « بداء » يك معنى معقول و منطقى دارد و چنان نيست كه گفته شود به معنى ظهور امر مخفى و مجهول بر خدا است . مقصود از بيان مسأله « بداء » به هر يك از تفاسيرى كه بيان شد اين است كه ، بشر از طريق درك اين واقعيّات توجّهش نسبت به خدا بيشتر شود و در هيچ حالى خدا را فراموش ننمايد ، در همه امور تكيه و اعتمادش تنها به اسباب ظاهر و عادى نباشد و با فراهم شدن آن اسباب باز هم
هامش
( 1 ) . سورهء رعد ، آيه 39 .