مانع وقوع امر مزبور مىشوند ، در چنين شرايطى ، هم ثبوت و تحقق آن عوامل ، و هم تداوم آنها ، و هم موانع تأثير آنها ، همه به تقدير الهى با نظم و ترتيبى كه او مقرر كرده است ، در « امّ الكتاب » محفوظاند . اين امور اگرچه به افعال اختيارى بشر هم ارتباط پيدا مىكنند به اراده خدا و تقدير او واقع مىشوند يعنى نه جبرى در كار است و نه تفويضى ، بلكه يك حقيقتى ما بين اين دو تا است : « لا جبر و لا تفويض بل امر بين الامرين » . « 1 »
به عنوان مثال خداوند مقدّر فرموده است كه آتش بسوزاند و يا هر مخلوقى در مسير خاص خود رشد پيدا كند ، ولى اگر مانعى پيش آمد آن امر تحقق نمىيابد ؛ البته بايد توجّه داشت كه موجبات اثبات حوادث در شرايط وجود موانع تحقق آنها در موارد مادى ، « بداء » خوانده نمىشود . تنها در مواردى كه امورى نظير صدقه و صله رحم و دعا در پيدايش و يا عدم پيدايش امرى دخالت داشته باشند به گونهاى كه بشر وجود يا عدم آن را از نظر علل ظاهرى قطعى بداند ، در اين موارد خلاف آن را « بداء » مىگويند . در حالى كه به ظاهر اين مورد دوم با اوّل چندان فرقى ندارد جز اينكه موضوعِ محو و اثبات در مسأله اوّل در امور محسوس است و براى بيشتر يا همهء افراد قابل درك مىباشد .
ولى در مسألهء دوم در امور غير محسوس است ، لذا بيشتر يا اغلب افراد از درك آن عاجزند ، نوع دوم بر وجود و تأثير عالم غيب و وجود
هامش
( 1 ) . بحارالأنوار ، ج 4 ، ص 197 .