كسانى كه امام زمان عليه السلام را در دوران حيات پدرش ديدهاند
1 . محمّد بن ايوب بن نوح و محمّد بن عثمان عمرى گفتند : امام عسكرى عليه السلام فرزندش را به ما نشان داد ، در حالى كه ما چهل نفر بوديم ، سپس فرمود : « اين امام شما پس از من است و جانشين من بر شماست ، او را اطاعت كنيد و پس از من در دينهايتان دچار پراكندگى و تفرقه نشويد كه نابود مىشويد . آگاه باشيد كه او را پس از اين روز نخواهيد ديد » . از نزدش بيرون آمديم ، چند روز بيشتر نگذشته بود كه امام عسكرى عليه السلام به شهادت رسيد . « 1 » 2 . عدّهاى از شيعيان از جمله على بن بلال ، احمد بن هلال ، محمّد بن معاويه بن حكيم و حسن بن ايوب بن نوح در روايتى طولانى و مشهور همگى گفتند : نزد امام عسكرى عليه السلام بوديم تا در مورد حجت و امام پس از او ، بپرسيم و در مجلسش چهل نفر بودند . عثمان بن سعيد عمرى ايستاد و گفت : « اى پسر رسول خدا ! مىخواهم از امرى از تو بپرسم كه تو داناتر از من به آن هستى » .
به او فرمود : « اى عثمان ! بنشين » . او برخاست تا خارج شود كه امام عليه السلام فرمود :
« كسى خارج نشود » . پس ، هيچ يك از ما بيرون نرفت تا اينكه مدتى گذشت ، پس به عثمان فرمود : « براى آنچه آمديد ، شما را آگاه مىكنم . آمدهايد از من درباره حجت و امام پس از من بپرسيد ؟ »
گفتند : « آرى » .
ناگهان پسرى را ديديم كه همچون تكهاى از ماه و شبيهترين مردم به امام عسكرى عليه السلام بود ، در ادامه فرمود : « اين ، امام شما پس از من و جانشين من نزد شماست ، او را اطاعت كنيد و پس از من دچار تفرقه نشويد كه در دينتان نابود
هامش
( 1 ) . كمال الدين ؛ ينابيع المودة ، ص 460 .