نگاه مىشد و حتى به مجالست و معاشرت با فقرا بيشتر رغبت نشان مىدادند و آن را عامل تربيت و توانمندى روح و موجب تقرب به خدا مىدانستند و به عكس مجالست با اغنيا و توانگران و مرفهان را كه نسبت به اسلام و مسلمين و اوضاع اجتماعى بىتفاوت بودند ، موجب دلمردگى و سقوط انسان مىشمردند .
برحسب قرآن مجيد و تفاسير ، ملاء و سران قريش از حضرت تقاضا كردند كه از فقرا و طبقات پايين اجتماع فاصله بگيرد ؛ زيرا حضور آنها را با خودشان خلاف شأن و اعتبار پوچ خود مىدانستند ، وقتى پيشنهاد دادند كه مجلس آنها با مجلس اين به اصطلاح اشراف از هم جدا باشد ؛ حضرت نپذيرفت و اين آيه نازل شد :
« وَاصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدوةِ وَالْعَشِىّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ وَلا تَعْدُ عَيْناكَ عَنْهُمْ تُرِيدُ زِينَةَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَلا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنا قَلْبَهُ عَن ذِكْرِنا وَاتَّبَعَ هَويهُ وَكانَ أَمْرُهُ فُرُطاً » ؛ « 1 »
« خودت را با آنها كه خدا را در بامداد و شامگاه مىخوانند و وجه او ( قرب رضاى او ) را مىخواهند ، شكيبا بدار و چشمهايت را از آنها برنگردان در حالى كه خواستار زينت زندگى دنيا باشى ، و اطاعت نكن كسى كه دلش را از يادمان غافل كردهايم ( و از لذّت ياد خودمان محروم ساختهايم ) و پيروى هواى خود كرده و كارش از حدّ گذشته و در افراط افتاده است » .
در احاديث به اين مضمون رسيده است كه : روزى يك نفر از اغنيا نشسته بود ، يكى از فقرا وارد شد و در كنار او نشست . مرد ثروتمند خود را جمع كرد - مثل بعضى از اهل رفاه و ثروتمندان زمان ما كه از تماس با فقرا و زيردستان و همنشينى و همگامى با آنها پرهيز مىنمايند و آن را كسر شأن خود مىدانند - پيغمبر صلى الله عليه و آله از اين
هامش
( 1 ) . سوره كهف ، آيه 28 .