« آيا كسى كه راه مىنمايد ( مردم را ) به سوى حقّ ، سزاوارتر است كه از او پيروى كنند ، يا كسى كه خود راه نمىيابد مگر آنكه راهنمايىاش كنند » .
« هَلْ يَسْتَوِى الَّذِينَ يعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ » ؛ « 1 »
« آيا يكسانند آنانكه مىدانند و آنانكه نمىدانند ؟ ! » .
« وَإِذِ ابْتَلى إِبْراهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنّى جاعِلُكَ لِلنّاسِ إِماماً قالَ وَمِن ذُرّيَّتِى قالَ لا يَنالُ عَهْدِى الظّالِمِينَ » ؛ « 2 »
« ( به ياد آور ) زمانى كه آزمود ابراهيم را پروردگارش به امورى چند ، پس او به انجام رسانيد آنها را ، خدا گفت : البته من قرار دادم تو را براى مردم پيشوا ( در دين ) . ابراهيم گفت : و از فرزندان من نيز ( چنين فرما ) . خدا گفت : نرسد عهد من ( كه امامت است ) به ستمكاران » .
بديهى است مقام امامت كه اعظم مناصب و خلافت اللَّه است ، به كسى اعطا مىشود كه از همه صالحتر و عالمتر و پاكتر باشد و سوابق سوء و انحراف از حقّ در پرونده زندگىاش ثبت نشده باشد .
در اين نظام ، در گزينش براى مقامات پايين نيز همين اصل صلاحيت علمى و عملى و قدرت بر اداره و حسن تدبير معيار است و با وجود اصلح و اليَق و اعلم ، به صالح و لايق و عالم مقامى اعطا نمىشود .
از خيانتهاى بزرگ در دايره اين نظام ، اين است كه : مقام و منصبى به كسى اعطا شود در حالى كه شخص ديگرى براى تصدّى آن مقام صالحتر از او باشد ، چنانكه قبول هر مقام و منصب با علم به صلاحيت و كفايت بيشتر ديگرى نيز جايز
هامش
( 1 ) . سوره زمر ، آيه 9 .
( 2 ) . سوره بقره ، آيه 124 .