امّا در " متواتر معنوى " « 1 » ؛ به قدر مشترك همه احاديث و مضمونى كه در همگى آنها تكرار شده و مورد اتّفاق كلّ آن مجموعه است ، أخذ مىشود .
بنابراين ، اختلاف داشتن متن و مضمون احاديث ، زيانى به متواتر بودن آنها نمىزند ؛ بلكه در احاديث غير متواتر نيز ، اين اختلاف متن ، ضررى به صحّت آن " حديث صحيحى " كه بين آنهاست ، وارد نمىكند ؛ زيرا در اين صورت هم روايت صحيحتر ، و روايتى كه به خاطر مطابقت مضمون آن با كتاب يا سنّت قطعى يا به خاطر قوى بودن متن حديث يا به خاطر تأييد مضمون آن توسّط شواهد و قراينى خاصّ ، نسبت به حديث ديگر متعارض با آن ، رجحان و برترى دارد ، مورد عمل قرار مىگيرد .
اين امور را ، جز كسانى كه در علم حديثشناسى داراى تجربه و مهارت كافى باشند ، باز نمىشناسند ، و اگر جز اين بود و به خاطر كمترين تعارض و اختلافى بايد همه احاديث متعارض كنار گذاشته مىشد ، لازم بود كه كلّيه روايات يا حداقل اغلب آنها ، از درجه اعتبار ساقط باشند ، كه نتيجهاش تغيير چهره دين اسلام در اكثر احكام شرعى و دستورات فقهى بود ؛ زيرا كمتر موضوعى در عقايد و احكام و تاريخ
هامش
( 1 ) . مجموعهاى از احاديث كه همگى بر معنايى خاصّ يا حكمى معين " دلالت مشترك " دارند ، اگرچه در الفاظ و تعابير با يكديگر اختلاف دارند . به شكلى كه در بين اين مجموعه ، هيچ حديثى را نتوان يافت كه به طور قطع و يقين ، مضمون و متن و الفاظش ، همگى از ناحيه معصوم عليه السلام صادر شده است .
مثل روايتهايى كه دربارهء كيفيت جنگ هاى اميرالمؤمنين على عليه السلام با الفاظ و تعابير و مضامين گوناگون وارد شدهاند ، ولى همگى آنها در اثبات شجاعت بىنظير براى مولا على عليه السلام متفّق هستند و مثل حكايات فراوان و نقلهاى متفاوتى كه دربارهء بخشش و كرم حاتم طايى در كتابهاى مختلف وجود دارد كه از همگى آنها به آنه كه قدر مشترك و مضمون عامّ بين همهء آنهاست ، يقين و علم قطعى پيدا مىشود و آن ، وجود حاتم در زمانى كه زمانهاى گذشته و دارا بودن جود و بخشش بسيار توسط او مىباشد .