و پيرامون اشتباهات و غرضورزىهايى كه در آن است ، توضيحات لازم داده شود .
نويسنده در قسمتهاى مختلف اين كتاب ، به گفتههاى خاورشناسان مغرض يا اشتباهكارى همچون : آرنولد ، لامنس ، نيكلسون ، جولد تسيهر ، براون ، موير ، مرغليوث ، نيكلين ، لسترينج ، برتن ، مك دونالد فريدلاندر ، بروكلمن ، ستانلى لين بول ، سريرى سايكس ، بردليم رمزى و هيوارز ، نيز استناد كرده و به نتايج بررسىهاى آنها اعتماد نموده است .
در بين خاورشناسان نامبرده ، افرادى هستند كه در قلب حقايق و تحريف مطالب و غرض ورزى و دشمنى با اسلام و مسلمين ، مشهور و معروفند .
اين مطالبى كه در كتاب مزبور ( صفحه 348 و 349 ) پيرامون غيبت امام عليه السلام نگاشته است ، نمونهاى از اشتباهات او يا غرضورزىها و دشمنىهاى او با شيعه و مسلمانان است ؛ زيرا هركس در عقايد شيعه و اخبار و احاديث راجع به غيبت حضرت صاحب الامر عليه السلام و كتابهايى كه در اين موضوع نوشته شده ، بررسى مختصر هم كرده باشد ، مىفهمد كه مسأله انتظار و شرايط و برنامه آن ، از ديد شيعه و منطق احاديث و اخبار ، از اين مناسبتها كه " نلدسن " ذكر كرده است ، گستردهتر بوده و با اوضاع عمومى جهان ارتباط دارد ، و مسأله انتظار يك مسأله طايفهاى و منطقهاى و مربوط به گوشهاى از جهان نيست ؛ بلكه مسأله تمام زمين و تمام جهان و انقلاب جهانى مطرح است ؛ مسأله مهدويت با حكومت آل بويه و سلطنت صفويه ، با فرض اينكه برنامه كار آنها تا حدودى به نظام حكومت اسلام نزديك بوده و احكام اسلام و نظام اسلام را تا آنجايى كه حكومت و استبداد آنها در مخاطره قرار نگيرد ، پياده مىكردند ، ارتباط ندارد .
در مسأله آمادگى براى ظهور حضرت مهدى عليه السلام ، بايستى غير از منطقهء حكومت آل بويه و صفويه وضع ساير مناطق و امكانات بسيار ديگر را نيز درنظر
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 313
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص٣١٣