مغول به قرآن مجيد و مقدسات اسلام شد ، نمونهاى از اين وضع اسفناك و افكار منحرف و راكد مسلمانان است .
غرض اينكه : زمينه براى حكومت جهانى اسلام فراهم نبود ، نه افكار و انديشهها و سطح بينش و بصيرت و رشد مردم آماده بود ، و نه مردم حاضر به فداكارى و همكارى در اين سطح جهانى بودند .
چنانكه گفتيم ، ما نمىتوانيم اين شرايط را از هر جهت به دست بياوريم و حصول تمام آن مقدمات را در يك عصر معين پيشبينى كنيم كه مثلًا : در چند قرن و چند هزار سال فراهم مىشود ، و اينكه بشر بايد چه كلاسها و مكتبهايى را ببيند و چه رژيمهايى را پشت سر بگذارد ، و از اينكه آنها بتوانند اصلاحات را در سطح واحد و به نفع تمام بشريت انجام دهند ، مأيوس گردد و خود را براى استقبال از آن عصر علم و پاكى و عصر فضيلت و عدالت آماده كند .
حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام مىفرمايد :
« ما أَطْوَلَ هذَا الْعَناءَ وَأَبْعَدَ هذَا الرَّجآءَ » ؛ « 1 »
« چه طولانى و دراز است اين رنج و چه دور است اين اميد » .
اين همه اخبار ، كه در آنها اين جمله وارد شده است :
« يَمْلَأُ اللَّهُ بِهِ الْأَرْضَ قِسْطاً وَعَدْلًا بَعْدَ ما مُلِئَتْ ظُلْماً وَجَوْراً » ؛ « 2 »
« خدا پر مىكند به وسيله او زمين را از قسط و عدل بعد از اينكه پر شده باشد از ظلم و جور » .
و مانند اين فرمايش اميرالمؤمنين عليه السلام كه مىفرمايد :
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، صبحى صالح ، خطبه 187 .
( 2 ) . منتخب الاثر ، ف 2 ، ب 1 .