تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
مغول به قرآن مجيد و مقدسات اسلام شد ، نمونه‌اى از اين وضع اسفناك و افكار منحرف و راكد مسلمانان است . غرض اين‌كه : زمينه براى حكومت جهانى اسلام فراهم نبود ، نه افكار و انديشه‌ها و سطح بينش و بصيرت و رشد مردم آماده بود ، و نه مردم حاضر به فداكارى و همكارى در اين سطح جهانى بودند . چنان‌كه گفتيم ، ما نمىتوانيم اين شرايط را از هر جهت به دست بياوريم و حصول تمام آن مقدمات را در يك عصر معين پيش‌بينى كنيم كه مثلًا : در چند قرن و چند هزار سال فراهم مىشود ، و اينكه بشر بايد چه كلاس‌ها و مكتب‌هايى را ببيند و چه رژيم‌هايى را پشت سر بگذارد ، و از اينكه آنها بتوانند اصلاحات را در سطح واحد و به نفع تمام بشريت انجام دهند ، مأيوس گردد و خود را براى استقبال از آن عصر علم و پاكى و عصر فضيلت و عدالت آماده كند . حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام مىفرمايد : « ما أَطْوَلَ هذَا الْعَناءَ وَأَبْعَدَ هذَا الرَّجآءَ » ؛ « 1 » « چه طولانى و دراز است اين رنج و چه دور است اين اميد » . اين همه اخبار ، كه در آنها اين جمله وارد شده است : « يَمْلَأُ اللَّهُ بِهِ الْأَرْضَ قِسْطاً وَعَدْلًا بَعْدَ ما مُلِئَتْ ظُلْماً وَجَوْراً » ؛ « 2 » « خدا پر مىكند به وسيله او زمين را از قسط و عدل بعد از اينكه پر شده باشد از ظلم و جور » . و مانند اين فرمايش اميرالمؤمنين عليه السلام كه مىفرمايد :
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، صبحى صالح ، خطبه 187 . ( 2 ) . منتخب الاثر ، ف 2 ، ب 1 .