گرفت ، تا معلوم شود كه اين ظهور در آن زمانها انجامپذير نبوده است . علاوه بر آنكه حضور آن حضرت يك ظهورى است كه حصول تمام شرايط و زمينهها و وقت آن را ، فقط خدا مىداند .
همچنين از نظر جنگ و فتنه و فساد و بيدادگرى و خونريزى ، وضع منطقه خاصى را نمىتوان درنظر گرفت و شرايط ظهور را مساعد شمرد ؛ زيرا هميشه كم و بيش اين حوادث بوده و هست ، در منطقهاى حكومت شر و ظلم و فساد وجود دارد و در منطقه ديگر حكومت بالنسبه معتدلتر به چشم مىخورد . اينها مناسباتى نيست كه در آن ، ظهور كلى عدل و آرامش و نظام اصلح صورتپذير باشد .
در جنگهاى صليبى ، ظلم و جور به اصطلاح عرفى حتى در مناطق طرفين وجود نداشت ، اگرچه ظلم و جور به معناى حقيقى وجود داشت - چون همه آن حكومتها بر اساس استضعاف و استبداد بودند - امّا رشد جوامع به حدّى نبود كه آن را درك كنند ، و سنگينى و فشارى را كه آن حكومتها بر روح انسان دارد ، احساس نمايند ؛ و معدودى هم از مردمان آشنا با منطق حقيقى قرآن ، اگرچه درك مىكردند ، ولى در اقليت محض بودند و جنگهايى را هم كه آتشش روشن بود ، عدل و حقخواهى مىشمردند .
در هجوم مغول نيز وضع به همينگونه بود ، تأسيس حكومت جهانى اسلام و انقلاب عظيم توحيدى آن ، امكانپذير نبود و همان مردمى كه گرفتار اين حمله بودند ، اين مسايل عالى را درك نمىكردند .
بر افرادى كه به نسبت از اخيار شمرده مىشدند ، افكار ضعيفپرور و از بين برنده شهامت و شجاعت و طرز تفكّر درونگراى صوفيانه مسلّط بود ، كه از عالم پهناور اسلام ، حال مقاومت و دفاع از چنين يورشى را سلب كرده بود ؛ چنانكه داستان قتل شيخ " نجم الدين صوفى " در مسجد جامع و اهانتهايى كه از جانب
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 314
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص٣١٤