كنند و بشناسانند ؛ امّا متأسفانه از شناساندن حقيقت آنها عاجزند و هرچه متبحّر باشند ، جز خواص و آثار و ظواهر اشيا ، حقيقتى را نشان نمىدهند و هرچه دانشمندتر شوند ، به اشكال و دشوارى و كوتاهى تعريفات ( به اصطلاح ) حقيقى داناتر مىشوند .
جهان يك سلسله الغاز و رشته بسيار طولانى و درازى است كه انتها و ابتداى آن بر بشر مجهول است و در هر حلقه از حلقههاى اين زنجير ، آنقدر معماها و الغاز نهفته است كه تصوّر دورنماى آن بشر را غرق در تعجب و تحيّر مىنمايد .
« ليدى استور » مىگويد : اگر هر انسانى سخن نگويد مگر از آنچه حقيقتش را شناخته است ، سكوت و خاموشى عميق بر سراسر جهان حكومت خواهد يافت . « 1 » " وارين ويفر " نايب رئيس مؤسسه روكفلر مىگويد : آيا علم در ميدان نبرد با جهل و نادانى پيروز مىشود ؟ در حالى كه علم به هر پرسشى كه پاسخ مىدهد ، گرفتار پرسشهاى بيشتر مىشود و هرچه در راه كشف مجهولات جلوتر مىرود ، ظلمات جهل را طولانىتر مىبيند . علم بشر دائماً در ازدياد است ؛ امّا اين احساس كه تقدم نمىيابد ، به حال خود باقى است ؛ زيرا روز به روز حجم چيزهايى كه ادراك مىكنيم و آنها را نمىفهميم و نمىشناسيم ، ضخيمتر مىگردد . « 2 » آرى بشرى كه توانسته است بر اساس علوم آزمايشى و حسى ، برق ، بخار ، آهن ، آب ، خاك ، هوا و اتم را مسخّر كند و به سوى كرات آسمان دست تصرف دراز نمايد و عناصر را از هم بشكافد ، اين همه وسايل صناعى مانند تلفن ، تلگراف ، راديو و تلويزيون و . . . كارخانجات صنايع تحويل داده ، هنوز هم كه هنوز است ، از
هامش
( 1 ) . مجله « المختار من ريدر زدايجست » ، ص 37 ، نوامبر 1959 .
( 2 ) . مجله « المختار من ريدر زدايجست » ، ص 113 ، اكتبر 1959 .