الحاد و كفر شود ، يا جهان را از اسلام بىنياز بشمارد ، مصونيت مىبخشد .
عقيده مهدويت با ابعاد ممتاز و سازندهاى كه دارد ، سنگر روحى و عقيدتى مقاومت مسلمانان بوده و هست .
ايمان مسلمانان به اينكه اين دين بايد پيش برود و جهانگير شود و دنيا را به زير پرچم توحيد درآورد ، آنها را در برابر امواج حوادث ثبات بخشيد و در مقابل دشمنان پايدارى و استقامت داد و همانگونه كه مسلمانان صدر اسلام گوشهگيرى و انزوا و ترك مداخله در امور را شعار خود نساختند و اين ايمان به آينده مشوق و محرّك آنها به جهاد و تلاش بيشتر بود ، امروز و در عصر حاضر و در آينده نيز اين عقيده ، اين بركات را دارد كه توانست انقلابى مثل انقلاب اسلامى ايران را پى ريزى و رهبرى نمايد .
عقيده مهدويت ، محتوايش عقيده به بقاى اسلام است و اينكه اين دين مانند كوه و زمين و آسمان استوار است و در برابر حوادث پايدار .
اين عقيده ، محتوايش اين است كه آينده براى اين دين است و آخرين ابرمرد كه خلاصه دودمان رسالت است ، مروّج و زنده كننده آن است .
اين عقيده علاوه بر آنكه خود اصالت دارد ، به معتقداتش نيز اصالت مىدهد و تلاش و كوشش و تعهد مىبخشد . هرگز اين عقيده را در ترك امر به معروف و نهى از منكر و تعهداتى كه در برابر خدا و پيغمبر صلى الله عليه و آله و حضرت صاحب الامر عليه السلام و امت دارد ، عذر و بهانه خود قرار دهد ، گمراه است . هرگز نمىتوان اين عقيده را به نقش منفى در عمل متهم ساخت . اگر عقيده به عدل و عقيده به نظام ، نقش منفى در عمل دارد ؛ يعنى موجب ظلم و بىنظمى مىشود ، عقيده مهدويت نيز نقش منفى دارد ، مگر اينكه منكر هرگونه رابطه بين علّت و معلول شويم كه با اين انكار تأثير و نقش منفى آن نيز سخنى بىمحتوا و غير منطقى مىباشد .
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 303
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص٣٠٣