تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
بالاخره ما هر چه مىانديشيم ، هيچ رابطه‌اى بين اين عقيده و ترك تكاليف و مسؤوليت‌ها نمىبينيم و از روز اوّل تا حال هم برداشت مسلمانان و شيعيان از اين عقيده ، نسخ موقّت دين و تكاليف دينى نبوده است . اين موضع گيرىهاى شيعه و اين اشعار پر از شور و حماسه آنها و اين انقلاباتى كه رهبران و علماى شيعه برپا كردند و مجاهدات آنها ، همه اين اتهام را ردّ مىكند . به نظر من اصل اين تبليغ از ناحيه سه گروه است : گروه نخست : آنان كه به طور كلى با اسلام دشمنى دارند و از هر راه كه بتوانند به هر يك از اصول و فروع آن ضربه‌اى بزنند ، خوددارى نمىنمايند . اينان كه اكثراً عمّال تبشير و مزدوران شرق يا غرب مىباشند ، در پى اين هستند كه از هر راه بتوانند در عقايد مسلمانان رخنه كرده و ذهن آنها را نسبت به مبانى اسلامى مشوّش و منحرف سازند . گروه دوم : كسانى مىباشند كه به نقش بعضى عقايد ، مثل خاتميت دين و مهدويت و محتواى آن كه آينده براى اين دين است ، پى برده و مىدانند اين عقايد ، مسلمان‌ها را در برخورد با تبليغات مسموم موضع مىدهد و مانند نقطه مرزى است كه فتح نقاط ديگر بدون فتح آن امكان پذير نيست ، لذا به اين نقطه‌ها حمله مىكنند تا بلكه عقايد را نسبت به آن متزلزل سازند و حمله به داخل را شروع كنند . گروه سوم : آنان كه موضع عقيده به مهدويت را در عقايد شيعه و نظام امامت و نقش ولايت و رهبرى فقها را در عصر غيبت مىدانند و آن را با حكومت‌هاى طاغوتى و استبداد و رژيم‌هاى ديگر معارض مىبينند . اين عقيده در تمام اعصار و ادوار شيعه را در موضع نفى و رد هر نظام غير شرعى قرار مىدهد . بعد از اعلام جهاد توسط مرجع بزرگ « سيد محمّد مجاهد » عليه حكومت