داد كه اسلام تا چه حدّ در بين پيروانش از نفوذ معنوى برخوردار است و نيروى ايمان و رهنمودهاى اسلام ، حكومت ستمگرى كه خود را وارث دوهزار و پانصد ساله استكبار و استعباد مىشمرد و بر قدرت نظامى ابرقدرتهاى جهان تكيه داشت و خود به پيشرفتهترين و مدرنترين سلاحهاى جنگى مجهز بود ، ساقط گرديد .
آرى اسلام دين عمل است و در متجاوز از سيصد و بيست مورد در قرآن مجيد ، واژهء عمل و مشتقات آن ذكر شده است .
فقه وسيع اسلام و كتابهاى بزرگى كه فقهاى عالى قدر ما نوشتهاند ، مثل كتاب شريف « جواهر » كه اخيراً در چهل جلد تجديد چاپ شده ، حكم عمل و ارشادات و تعاليم عملى است .
در عصر رسول خدا صلى الله عليه و آله هم ، اسلام در عمل همه و هر فرد ، نقش مطلق و مساوى نداشت . فردى مانند على عليه السلام ابرمرد اسلام ، و افرادى مانند شهداى بدر و احد و حمزه و جعفر و زيد بن حارثه و سلمان و ابوذر و مقداد و عمار بودند كه نقش اسلام در عملشان ظاهر بود ، افرادى هم مانند منافقين بودند يا از اشخاصى بودند كه درجهء ايمان مثل سلمان و ابوذر و مقداد را نداشتند .
با اين حال ، نقش رهبرى و حركت و كنترل كنندهء اسلام هميشه ادامه داشته و اكنون هم در پيروان اديان و مكتبها نقش اسلام از سايرين بيشتر است .
اين نفوذ معنوى اسلام و نقش سازنده و كنترل كنندهء نيرومندى كه دارد ، اين نويد را مىدهد كه اسلام روزى دين جهانى شود . اكنون در اين موضوع نمىخواهيم سخن را طولانى سازيم ، فقط مىخواهيم به اين تهمت كه برخى مىگويند : اسلام و عقيده به مهدويت در عصر حاضر يا از مدتها قبل در عمل مسلمانان نقشى ندارد ، پاسخ بگوييم .
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 301
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص٣٠١