بديهى است اين موضوع را كه نقش اسلام بايد كاملتر و كاملتر شود تا فراگير همه جهات و همه افراد گردد ، نيز تأييد مىكنيم و آن را رسالتى مىدانيم كه برعهدهء فرد فرد مسلمانان مخصوصاً علما و نويسندگان و گويندگان و روشنفكران است .
اسلام هميشه بايد نقش جهانى خود را ايفا نمايد تا به اهداف خود برسد و ما همه در انتظار عملكرد اسلام و آن روزى هستيم كه اسلام به تمام هدفهايش برسد و بخشهاى مهمى از دستورات و برنامههاى آن مخصوصاً در رشته نظام و سياست و حكومت كه متروك و از محدوده عمل خارج شده ، عملى شود .
نقش مهدويت
از آنچه گفته شد معلوم گرديد كه مهدويت نيز مانند ساير عقايد اسلامى نقش عملى خود را داشته و اگر تأثير آن از ساير عقايد اسلامى بيشتر نبوده ، كمتر نمىباشد .
مهدويت نقش موجود اسلام را در عمل حفظ كرده و از اينكه بر مسلمانان يأس و نااميدى مسلط شود ، جلوگيرى مىكند و ضامن بقاى نقش عملى اسلام است . اين نهاد اسلامى هميشه نقش اسلام را بيشتر در عمل خواهان بوده و مسلمانان را به پياده شدن نقش اساسى و كلى اسلام اميدوار ساخته و بر خلاف آنان كه نقش اسلام را پايان يافته گرفتهاند ، مهدويت آن را همچنان در آغاز كار و در بين راه مىداند و اسلام را بيش از آنكه دين چهارده قرن پيش باشد ، دين حال و دين آينده و قرنهاى بعد و چهاردهها قرن بعد هم اگر جهان ادامه يابد ، مىداند .
پس نقش عملى مهدويت در پاسدارى از اسلام و نقش عملى اسلام موجود و گسترش و توسعه آن بسيار حساس و قابل توجّه است و اين انديشه و عقيدهاى است كه مسلمان را از اينكه عمر اسلام را تمام بداند و تسليم كفار و مكتبهاى