و شايد هزارها سال و بالاخره تا اين زمين و عالم تكليف باقى است ، بايد باقى بماند ، بايد حجتى باشد تا مردم در امورى كه در آن اختلاف مىنمايند يا جاهل هستند و راهنمايى مىخواهند و به راهنما نياز دارند ، به او رجوع نمايند . مثلًا وقتى در مفاد يك آيه از آيات قرآن مجيد ، يك ميليون و دويست و شصت هزار احتمال عُقلايى باشد ، بايد در بين امّت يك نفر باشد احتمالى را كه با واقع مطابق است و مراد از آيه شريفه است ، از ميان اين همه احتمال معين كند . بايد يك نفر باشد تا مثلًا حدّى را كه بايد بر سارق جارى شود ، معين كند از كجاى دست او و چه مقدارش بايد قطع شود . و همچنين در موارد ديگر ، بايد كسى باشد كه تفسيرش از كتاب خدا و سنّت پيغمبر ، حجت و معتبر باشد و بر هر قول و رأى مقدّم شود ؛ لذا از ابان بن تغلب نقل شده است كه فرمود : شيعه آن كسى است كه اگر تمام مردم به راهى رفته و در مسأله قولى داشته باشند و على عليه السلام به راه ديگر رفته و قول ديگرى داشته باشد ، راه على عليه السلام و قول او را حقّ و صحيح مىداند . « 1 » متأسفانه پس از رحلت پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله مسير جريان امور امّت را تغيير دادند .
سياستمدارانى كه بر امور مسلمين تسلّط يافتند و زمام امور را به دست گرفتند ، از يك سو خود فاقد صلاحيّت علمى بودند و از اينكه بتوانند پاسخگوى مراجعات مردم در مسايل اسلامى باشند عاجز بودند و حتى در ادارهء امور سياسى و سازمانبخشى و حل و فصل امور ، نمىتوانستند اعمال خود را با موازين شرعى توجيه نمايند و از سوى ديگر ، باز بودن در خانهء اهل بيت عليهم السلام و شناخته شدن آنها به عنوان يگانه مرجع علمى و هدايتى و پاسخ گو به مسايل اسلامى و تفسير قرآن و بيان احكام ، خلاف سياست آنها و معارض با حكومتشان بود ، از اين جهت
هامش
( 1 ) . رجال نجاشى ، ص 9 ، ( شرح حال ابان ) .