اين اواخر كه دانشگاهها و مؤسسات تعليمى به سبك تقليد از غرب افتتاح نشده بود ، طلاب علوم در دانشگاههاى بزرگ اسلامى ، علاوه بر اينكه شهريه نمىدادند ، شهريه مىگرفتند و بزرگترين دانشمندان در علوم مختلف از طبقات پايين اجتماع بر مىخاستند .
عدل اسلام اجازه نداد كه محاكم اختصاصى تشكيل شود ؛ مثلًا كارمند يا ارتشى را در محكمهاى كه ديگران را محاكمه مىنمايند ، محاكمه كنند .
روى هم رفته اگر نظامات اسلام ، در تمام جوانب زندگى بشر اجرا شود و جهانى گردد ، در اين جهان مادى كه قانون تفاضل و تفاوت نيز از نواميس ثابت آن است - و نمىتوان آن را فلسفى دانست ؛ چون نظام به آن وابسته است - آخرين حدّ برابرى و اعتدال و قسط برقرار خواهد شد و مكتب متعالى اسلام و نظام الهى آن ، نظامى است كه تمام محاسن و امتيازات را دارا و از معايب و نواقص ساير مكتبها پاك و پيراسته است .
نتيجه :
اگرچه سخن طولانى شد ، به هر حال از مجموع مطالب گذشته و سخنان علما و لغت شناسان و تحقيقاتى كه در معنى عدل و قسط و ابعاد متعدد آن شد ، چنين نتيجه گرفته مىشود :
اوّلًا : بر حسب لغت ، اگرچه عدل و قسط مترادف نيستند ، هر كجا يكى از اين دو واژه به تنهايى در گفتارى باشد ، به مطلق عدل و عدل مطلق و ابعاد متعدد آن دلالت دارد .
اگرچه به نصّ علماى ادب ، استعمال هر يك از اين دو كلمه به جاى يكديگر ، خصوصاً كاربرد لفظ قسط به جاى كلمه عدل ، مجاز بوده و حقيقت نمىباشد ؛ امّا