تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
رَبّكَ خَيْرٌ مِمّا يَجْمَعُونَ » ؛ « 1 » « برخى از ايشان را بر بعضى ديگر ، درجاتى برترى داديم تا بعضى از ايشان بعض ديگر را استخدام نمايند و از يكديگر و عمل ديگرى انتفاع ببرند و با كمك هم ، نظام معيشت را برقرار نمايند ( نه اينكه استعلا و امتياز برقرار سازند ) و رحمت پروردگار تو بهتر است از آنچه جمع مىكنند » . يعنى از اموال و دارايىهايى كه اندوخته مىنمايند ، رحمت خدا بهتر است ؛ بنابراين شرط عقل و ايمان به خدا ، اين نيست كه شخص ، بهتر را رها كند و كمتر را بگيرد . نظام اقتصاد و معاش و تمدن بشر ، بر اين تفاضل و تفاوت صحه گذارده است و افرادى هستند كه بازده اقتصادى آنها از ديگران بيشتر است و كارشان بيشتر از افراد متوسط است ، يا بيشتر ارزش دارد . مثلًا كارى را كه ديگران در هشت ساعت انجام مىدهند ، در چهار ساعت تمام مىكنند . آيا مىشود به اين افراد گفت كه شما كار نكنيد و جامعه نبايد از خود شما و نيرويتان استفاده كند ؟ يا كار كنيد و به قدر ديگران مزد بگيريد ؟ يا مزد كارتان بايد اسكناس و دلار و پوند بماند و نمىتوانيد آن را به كسى ببخشيد يا به فرزندتان بدهيد ، يا تبديل به اموالى كه استهلاك ندارد نماييد ؟ يا نبايد با آن زمين بايرى را احيا كنيد و باغى احداث نماييد و قناتى بكنيد و مزرعه و خانه‌اى بسازيد يا آن را به ديگران قرض بدهيد و سود نگيريد ، يا نبايد به مضاربه بدهيد كه ديگرى با شرط شركت شما در خسارت به آن عمل كند و از بهره آن چيزى به شما بدهد ؟
هامش
( 1 ) . سوره زخرف ، آيه 32 .