يقيناً مصلحت اجتماع و اقتصاد ، ترقى ، رفاه و جلو رفتن جامعه در اين نيست كه اين اختيار اندك از آنها سلب شود و از اين مختصر دلگرمى در حقّ آنان دريغ شود ؛ ولى مىتوان به آنها گفت : شما بايد به آنان كه از شما ضعيفترند و يا بازده اقتصادى آنان كمتر است ، كمك كنيد و معاش و رفاه آنها نيز بايد تأمين شود .
شما در محضر عدل الهى و در برابر وجدان خودتان مسؤوليد . بايد رسماً مبلغى از سود خود را كه زايد بر حاجت داريد ، يا وقتى مال شما به نصابى معين رسيد ، به عنوان خمس و زكات به بيت المال بدهيد ، و علاوه براى كسب ثواب و نيل به ارزشهاى واقعى انسانى نيز بيشتر از اينها را در مصالح عموم صرف كنيد .
و بايد خدا و رسول و جهاد در راه او را ( جهاد به مال و بدن ) از همه چيز و هر كس كه داريد ، بيشتر دوست بداريد و الّا منتظر عذاب خدا باشيد . تا حدّ ايثار و برگزيدن ديگران بر خود ، اگر جلو برويد عالىترين مدالهاى افتخار نصيب شما شده است و به مقام برّ و نيكى نمىرسيد ، مگر آنچه را دوست مىداريد ، در راه مصلحت عموم بدهيد .
از يك سو ، تدابير و نظامات اقتصادى و مالى ، از تراكم ثروت جلوگيرى مىكند .
و از سوى ديگر ، نظامات اخلاقى شوق آنان را به خير و انفاق بر مىانگيزد .
اين نظام اسلامى هيچگونه عيبى ندارد و به خصوص در دنياى كنونى كه وسايل اجراى اين نظام ، به مراتب فراهمتر از چهارده قرن پيش است ، اجراى آن آسانتر است . چنانكه انسان مىبيند ، اسلام با هر روز و عصرى موافقتر و مطابقتر از روز و عصر گذشته است و همه سال و همه وقت ، نوتر و تازهتر جلوه مىنمايد .
اين مقاله اگرچه براى بيان اين مطالب نبوده ؛ امّا اجمالًا اشارهاى شد تا معلوم شود تمام ابعاد عدل ، فقط در قوانين كامل اسلام و نظام اسلامى فراهم مىشود .
اين جامعه اسلام است كه اين امتيازات را دارا است و از تبعيضات ناروا و نابجا مبرّا است . چنانكه شما مىبينيد درهاى مدارس اسلامى به روى همه باز است و تا
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 218
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص٢١٨