مىنمايند ، جايز نيست و اكيداً ممنوع است .
6 - از اسباب مهم تعادل ثروت و خرد شدن اموال ، قانون ارث است . با نظام دقيق ، عليرغم قوانين جاهليت كه ثروت را در دست فرد واحد نگهدارى مىكرد و حتى اگر ثروتمند فرزند نداشت ، به او اجازه داده مىشد كه ديگرى را فرزند خواندهء خود بنمايد تا از او ارث ببرد ، و عليرغم قوانين كشورهاى سرمايه دارى كه به سرمايه دار ، اجازه مىدهد ثروتش را براى گربه يا سگش قرار دهد ، در حالى كه ميليونها مردم گرسنه باشند . اسلام اجازهء چنين امورى را نمىدهد .
7 - تشويقات اكيد به انفاقات و خيرات ، و مطلق صدقات و مبرات و صرف اموال در خير و ترقى ، رفاه عموم ، تأسيس مدارس ، بيمارستانها ، دارالايتام ، دارالعجزه ، خدمات اجتماعى ، پل سازى ، راهسازى و مددكارى نيز يكى از وسايل مهم جلوگيرى از تمركز ثروت و مشوق صرف آن در مصالح اجتماعى است .
8 - قوانين مربوط به اراضى موات و جنگلها و اراضى مفتوح عنوه .
9 - وقف ، كه يكى از راههاى صرف سرمايه در مصالح مشترك مردم است .
10 - دعوت به انصاف در معاملات ، و اكتفا به سود كم و به مقدار كفايت و ترك غشّ و خيانت در معاملات نيز از عوامل كنترل كننده و تعادلبخش است .
11 - همچنين تشويق به قناعت و رضا به آنچه مقدر و فراهم مىشود و معاش و خرج به اقتصاد و ميانه روى .
12 - نكوهش از سرمايه و اندوختهء بيش از حدّ كفاف و به طور كلى مذمت از اندوخته كردن و پس انداز نمودن كه در تربيت اسلامى خلاف توحيد در توكّل و خلاف اعتماد به خدا است .
13 - مذمّت و نكوهش از بخل و حرص ، و مدح سخاوت تا آنجا كه در روايات آمده : بخيل از خدا و بهشت و مردم دور بوده و به آتش نزديك است .
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 215
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص٢١٥