نظام مالكيت اسلام ، نظامى است كه نظامات مالكيت جاهليت را كه هم اكنون در دنياهاى غرب ، به وضع بسيار بىرحمانه و بىشرمانهاى اجرا مىشود و متأسفانه در مجتمع به اصطلاح اسلامى نيز آن نظامات جاهلى وارد شده است ، دگرگون كرد .
آنان كه به نظام اسلام حمله مىكنند ، اشتباهشان از اينجا ناشى مىشود كه نه نظام اسلام را مىبينند و نه از آن اطّلاع دارند . گروههايى سرمايهدار را مىبينند كه در كشورهاى اسلامى ، مانند غرب ، خون مردم را مىمكند و چه تزئينات و چه تجملات ، چه اسرافها و چه خرجهاى بيهوده و عياشىها كه مىنمايند . « 1 » گمان مىكنند نظام اسلامى يعنى اين . ديگر نمىپرسند : پس نظام مالكيتش كو ؟ نظام هزينه و مصرفش كو ؟ نظام اخلاق و زهدش كجا رفته ؟ نظام برادرى ، مساوات و ايثارش كجا است ؟ نظام تعليم و تربيتش را چرا ندارد ؟ نظام حكومت و سياستش چرا در بين نيست ؟
بله ، نظام اشتراكى در مقايسه با نظام سرمايهدارى غربى ممكن است در مذاق بسيارى شيرينتر و به رسيدن هر كس به سهم خود نزديكتر و از اجحافات و ستمكارىهاى سرمايهداران خالصتر باشد و معايب خاص سرمايهدارى را نداشته باشد . امّا نمىتوان به طور مطلق هم آن را از نظام اشتراكى منهاى خدا و دين و وجدان و اخلاق كه زيربناى همه چيز را اقتصاد مىداند ، بدتر شمرد . و بالاخره معلوم نيست كه شوروى و چين و آلمان شرقى از ژاپن و آلمان غربى ايده آلتر بوده و مردم آنجا خوشبختتر باشند و معلوم نيست كه كارگر آمريكايى با تمام عيوبى كه نظام آنجا دارد و همچنين كارگر آلمان غربى حاضر باشد محل شغل خود را با كارگر
هامش
( 1 ) . در همين كشور خودمان ، طبق نوشته كيهان شماره 10474 در ظرف نه ماه ، سى و نه ميليونارز از كشور ، به وسيله پنجاه شركت خارج شده تا ايرانىهاى خارجى پسند بتوانند روزانه صدهزار قوطى آبجو خارجى سر بكشند . تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل .