با چهار نفر در همين مدت كار مىكند و در نتيجه اختلاف و فاصله پيدا مىشود ؟ آيا به او هم بايد مثل ديگران سهم داده شود ، يا مطابق كارش ، و يا بيشتر از كار يك نفر به او واگذار نشود ؟ هر كدام را برنامه قرار دهند ، معايب زيادى خواهد داشت .
انقلاب در نظام مالكيت
اگر انقلاب در نظام مالكيت ، الغاى نظام غربى مالكيت و سرمايه دارى بر اساس رباخوارى و معاملات نامشروع و بانك دارى و استثمار است كه نظامات شرقى بر آن صحّه گذارده و از آن دفاع مىنمايند و به كشورهاى اسلامى نيز سرايت كرده و مسلمانان هم به فساد و پليدى آن آلوده شدهاند ، البته بايد دگرگون گردد .
اين نظام كه در آن ، هر كس و هر سرمايهدارى به هر نحو و به هر طريق كه بخواهد ثروت بيندوزد و بر ثروت و سرمايهاش بيفزايد ، آزاد مطلق است و هيچ قيد و شرط و تحديد و ممنوعيتى مانع او نمىشود و در صرف اموال نيز مختار مطلق مىباشد ، « 1 » كه به هر مصرفى بخواهد ، آن را برساند ، آزاد است . حتى اگر بخواهد
هامش
( 1 ) . يكى از بزرگترين مفاسد اين سرمايهدارى آزاد و مطلق ، تسلط سرمايهداران بر امور سياسىو مقدرات اجتماعى است كه تمام حقوق و حيثيات افراد و اجتماعات و ملل و امم را تحت تأثير قرار داده و در مسير ازدياد سرمايه به كار مىبرند و به هيچ چيز جز بالا بردن ارقام ثروت و استثمار و به مصرف رساندن كالاى خود نمىنگرند . اين سرمايهدارها - به تعبير آقاى حسن صدر در روزنامه اطلاعات - همه چيز حتى جنگ و صلح و انتخابات را در اختيار مىگيرند . از باب نمونه : خاندان " راكفلر " را در نظر بگيريد . اين خاندان را كمتر كسى است كه نشناسد ، راكفلر از هيچ آغاز كرد و در تجارت و صنعت نفت چنان شهرتى به دست آورد ، چنان ثروتى اندوخت كه در تمام ايالات متحده فقط چند ثروتمند نامى نظير " هانرى فورد " و " هوارد هيوز " و " پل گتى " توانستند دم از همتايى او بزنند .
دو نواده راكفلر ؛ " ديويد " و " نلسن " هر يك مؤسسات عظيم اقتصادى و مالى در اختيار دارند . نلسن معاون " جرالد فورد " - رئيس سابق آمريكا - بود . ديويد برادر او ، در حوزه امپراطورى