تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
جامع‌تر باشد ؛ زيرا خشم همگان ، خوشنودى خاصه و اختصاص دارندگان را از ميان مىبرد و خشم خاصه با رعايت خوشنودى عموم تدارك مىگردد . ( يعنى آنچه لازم است رعايت شود ، رضايت عامه مردم است و با رضايت عامه ، به خشم خاصه نبايد توجّه كرد ) » . و باز در فراز ديگرى از اين عهدنامه مىفرمايد : « وَإِنَّما عِمادُ الدّينِ وَجِماعُ الْمُسْلِمِينَ وَالْعُدَّةُ لِلْأَعْدآءِ الْعامَّةُ مِنَ الْأُمَّةِ فَلْيَكُنْ صِغْوُكَ لَهُمْ وَمَيْلُكَ مَعَهُمْ » ؛ « همانا ستون دين و جماعت مسلمانان و وسيله پيروزى بر دشمنان ، جمعيت و عامه است ( كه بايد روى آنها حساب كارها را كرد ) پس بايد توجّه تو به ايشان و ميل تو به ايشان باشد » . مواد اين عهدنامه بسيار است و هر يك از ديگرى ارزنده‌تر و در جاى خود حساس‌تر است كه بايد شخص ، با توجّه به شرح‌هايى كه بر اين عهدنامه نوشته شده است ، به دقت آن را مطالعه نمايد تا بفهمد در حدود چهارده قرن پيش ، امام عليه السلام چه اصول عالى و بلندپايه‌اى را به بشريّت عرضه داشته و چه حقوقى را براى مردم در برابر مسؤولان امور قائل بوده است كه در دموكراسىترين كشورهاى جهان در عصر ما ، هنوز هم برقرار نشده است ؟ در يكى از نامه‌ها كه حضرت مولى عليه السلام به يكى از واليان امور مرقوم فرموده است ، دستور مىدهد : « وَاخْفِضْ لِلرَّعِيَّةِ جَناحَكَ وَابْسُطْ لَهُمْ وَجْهَكَ وَأَلِنْ لَهُمْ جانِبَكَ وَآسِ بَيْنَهُمْ فِي اللَّحْظَةِ وَالنَّظْرَةِ وَالْإِشارَةِ وَالتَّحِيَّةِ حَتّى لا يَطْمَعَ الْعُظَمآءُ فِي حَيْفِكَ وَلا يَيْأَسَ الضُّعَفآءُ مِنْ عَدْلِكَ » ؛ « 1 »
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، صبحى صالح ، نامهء 46 .