و گوشت و پوست و استخوانش و ارزش واقعى انسانىاش كه خدا از آن آگاه است ، هيچ رابطهاى غير از رابطه اخوت اسلامى و پرستش خدا نيست ، همه به هم كمك مىدهند و به هم تواضع مىنمايند و در سلام به يكديگر پيشى مىگيرند .
اين اجتماعى است كه محبوب خدا است و الگوى يك اجتماع فاضل و انسانى است . كسانى كه در اين اجتماع شركت مىكنند ، بايد پس از بازگشت ، آن برنامه را در اجتماع شهر و كشور و منطقه خود ادامه دهند و اجتماع خود را بر اين اساس و مشابه آن اجتماع روحانى بسازند .
در آغاز اسلام كه هنوز مردم به مساوات اسلام آشنايى نداشته و شكستن طلسم آن عادات ناروا و نشستن با فقرا و زيردستان بر ايشان كارى دشوار بود ، گروهى مانند " عيينة بن حصين " و " اقرع بن حابس " از كسانى كه در رديف سران آنان شمرده مىشدند ، به پيغمبر صلى الله عليه و آله پيشنهاد كردند كه به آن حضرت ، در صدر مجلس بنشيند ( آن كارى كه پيغمبر تا زنده بود از آن دورى مىنمود ) و سلمان ، ابوذر ، صهيب ، عمار ، خبّاب و همقطارانش از فقراى مؤمنين را كه لباسهاى پشمى پوشيده بودند ، از خود دور كند تا ما با تو بنشينيم و از تو فرا بگيريم . مانعى بين ما غير از اين افراد نيست !
وقتى اين پيشنهاد را كه مخالف روح دعوت اسلام بود ، عرضه داشتند ، خداى متعال اين آيه را نازل فرمود :
« وَاصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَداوَةِ وَالْعَشِىّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ وَلا تَعْدُ عَيْناكَ عَنْهُمْ تُرِيدُ زِينَةَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَلا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنا قَلْبَهُ عَن ذِكْرِنا وَاتَّبَعَ هَواهُ وَكانَ أَمْرُهُ فُرُطاً » ؛ « 1 »
هامش
( 1 ) . سوره كهف ، آيه 28 .