تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
« و شكيبا بدار خود را با آنان كه پروردگارشان را در بامداد و شبانگاه مىخوانند و رضاى او را مىخواهند ، و چشمانت را از آنها برمدار در حالى كه زينت زندگى دنيا را بخواهى و از كسى پيروى مكن كه دلش را از ياد خودمان غافل كرديم و پيروى هواى خود را كرد و كارش تباه گرديد » . وقتى اين آيه نازل شد ، پيغمبر اكرم برخاست و به طلب ياران پشمينه پوش خود آمد ، آنان را در آخر مسجد يافت كه به ياد خدا مشغول بودند ، پيغمبر فرمود : « الْحَمْدُ للَّهِ الَّذِي لَمْ يُمِتْنِي حَتّى أَمَرَنِي أَنْ أَصْبِرَ نَفْسِي مَعَ رِجالٍ مِنْ أُمَّتِي مَعَكُمُ الْمَحْيا وَمَعَكُمُ الْمَماتُ » ؛ « 1 » « حمد خداى راست كه مرا از اين دنيا نبرد تا امر فرمود كه با مردانى از امّتم خود را شكيبا بدارم با شما زندگى و با شما مرگ است » . در " سفينة البحار " ذيل لغت " فقر " روايت كرده است : مردى توانگر كه جامه‌اى پاكيزه دربر داشت ، به محضر رسول خدا صلى الله عليه و آله شرفياب شد و نزد آن حضرت نشست ، مرد فقيرى كه جامه‌اى چركين داشت ، آمد و در كنار توانگر نشست . توانگر لباس خود را برگرفت . پيامبر عزيز اسلام به او فرمود : بيم كردى از فقر او چيزى به تو برسد ؟ عرض كرد : نه . فرمود : پس ترسيدى كه لباس تو را چركين سازد ؟ عرض كرد : نه . فرمود : پس چه چيز تو را بر آن داشت كه اين‌گونه رفتار كردى ؟ عرض كرد : اى پيغمبر خدا ! مرا قرينى ( شيطانى ) است كه هر كار زشتى را براى
هامش
( 1 ) . تفسير مجمع البيان ، ج 4 ، چاپ بيروت ، ص 149 .