است ، اين عقيده هم بايد مردم را در اين جهت تشويق نمايد .
ما مىدانيم و تفسير سوء نمىكنيم و نمىگوييم : عقيده به ظهور مصلح آخرالزمان ، اثر سلبى و منفى دارد ، مردم را از كار و مبارزه و اقدام و قيام و اعتراض باز مىدارد و سكون ، سكوت ، خفقان ، سستى ، گوشهگيرى ، انزوا و بىمسؤوليتى را شعار مؤمنين قرار مىدهد . نه ما چنين نمىگوييم : امّا مىگوييم : با اينكه احكام اسلام در هيچ عصر و زمان تعطيل نمىشود و كسانى كه موضوع آن باشند ، از آن معاف نخواهند بود . از اين عقيده از جهت كمك به اجراى احكام و نظامات اسلام ، چگونه بايد استفاده كرد و چگونه برداشتى داشته باشيم ؟
اين سؤالى است كه مىشود و اگر بسيارى از افراد آن را به زبان نياورند ، چه بسا كه در ذهنشان باشد .
به يارى خدا در اين رساله به اين پرسش پاسخ مىدهيم و رابطه ايمان و عقيده به ظهور مهدى عليه السلام را با كيفيات ذهنى و فكرى ، با وحدت جامعه و حكومت جهانى ، با مساوات اسلامى ، با عدالت اجتماعى و زمامدارى و با عدل و قسط بررسى مىكنيم ، تا معلوم شود كه اين اعتقاد در زندگى و مواقف حساس آن و مبارزات و مجاهدات و تعيين جهت حركت جامعه چه نقش بزرگ و سازندهاى را ايفا مىنمايد .
تا روشن شود اين عقيده ، علاوه بر اينكه ايمان به يك واقعيت است ؛ يعنى ايمان به وجود امام دوازدهم فرزند حضرت امام حسن عسكرى عليه السلام است ، و علاوه بر آنكه از فروغ ايمان به نبوّت مىباشد كه لازمهء آن ، ايمان به هر چيزى است كه پيغمبر صلى الله عليه و آله از آن خبر داده است ، در طرز فكر و انديشهء ما ، و چگونگى برداشت ما از مطالب و مسايل حياتى و نيز در روابط اجتماعى و سليقهها و روشهاى اخلاقى و سياسى ما مؤثر است .
ولا حول ولا قوّة إلّاباللَّه العليّ العظيم
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 133
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص١٣٣