رابطه عقيده به ظهور حضرت مهدى عليه السلام با چگونگىهاى ذهنى و فكرى
افكار و آرا و عقايد ، در تعيين جهت سير انسان و مشخص كردن هدف و مقصود او ، نقش مؤثرى را ايفا مىكند و هرچه عقايد و آرا صحيحتر و با واقعيات موافقتر و از خرافات منزّهتر باشد ، هدف و مقصد شخص ، انسانىتر و اعمال و حركاتش پاكتر و ارزندهتر خواهد بود .
اسلام كه بزرگترين انقلابات تاريخ را به وجود آورد ، انقلاب را از فكر و انديشه آغاز كرد و در درجه نخست ، عقايد و افكار را زير چتر هدايت خود گرفت و كار خود را از انقلاب اعتقادى و تهذيب افكار و پرورش انديشهها آغاز نمود تا به هدايت و تهذيب اعمال رسيد و در ثواب و پاداش و ارزش عمل نيز ، وضع فكرى و رشد عقلى و نيّت عامل را ميزان قرار داد ، و پاكى نيت و اخلاص را در طاعت و عبادت شرط قبول آن قرار داد .
مبارزه با بت پرستى ، مبارزه با بشر پرستى ، مبارزه با عادات نكوهيده ، اعلان اينكه معبودى جز خدا نيست ( لا إله الّا اللَّه ) ، اعلان برابرى و برادرى مردم ، همه و همه از مسأله انقلاب فكرى سرچشمه مىگيرد و منبع آنها دريافتهاى فكرى صحيح است .