اسلام به مردم فهماند كه شما آزاديد ، نبايد استعباد شويد ، نبايد به بردگى ديگران درآييد ، حتى لازم است كه ذهن عامّه مردم را نسبت به اين موضوع روشن سازيم و بارهاى افكار وحشتزا و زنجيرهاى عقايد پليد را از دوش و گردن مردم برداريم .
انقلاب فكرى اسلام ، كنار زدن و از بين بردن شرك و عقايد مشركانه و استقرار توحيد و عقايد توحيدى در افكار بود كه پرستش بتها را از افق اذهان مردم بر طرف ساخت و ظلمت آن را با نورانيت توحيد و پرستش خدا از ميان برد .
عقيدهء توحيد ، در تعالى فكر بشر و جهان بينى و ظهور ارزشهاى واقعى انسان تأثيرى بىنظير داشته است .
عقيدهء توحيد ، درجهء نيّت انسان را تا آنجا بالا مىبرد ، و بينش و هدف بشر را ( كهگاه پستتر از مقصد يك حيوان و يك درنده وحشى مىگردد ) به حدّى مىرساند كه جز به رضاى خدا ، به چيز ديگرى قانع نمىگردد و جز به سوى او ، به جهت ديگر متمايل نمىشود و به غير او دل نمىبندد .
عقيده به رسالت و نبوّت نيز شخص را متعهد مىنمايد كه برنامهها و وظايف دينى خويش را اجرا كند و در تكاليف و احكام الهى ، فقط وجود مقدّس پيامبر را واسطه بين خدا و خلق بداند و تسليم رسالت او باشد ، و در امور دنيا و آخرت ، فقط از دينى كه آن حضرت آورده است ، الهام بگيرد و قوانين و برنامههاى ديگر را از محيط زندگى خود طرد نموده ، در همه چيز و هر امر ، تابع و پيرو پيغمبر خدا صلى الله عليه و آله باشد .
عقيده به امامت نيز انسان را شيفتهء پيروى از افراد نمونه و كامل و ملهم از جانب حقّ و ملتزم به حكومت خدا و نظام خدا و تبعيت از شايستهترين و صالحترين افراد بشر مىسازد و او را از نظامات مستبد و استعبادگر
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 136
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص١٣٦