حضرت مهدى عليه السلام مطرح است و جاى شك نيست كه اين احاديث به طور تواتر از حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله و اميرالمؤمنين و ساير ائمه عليهم السلام صادر شده است و همه به آن اعتقاد داريم و اميدواريم اگر عصر ظهور را به فضل خدا درك كرديم ، در صف پيروان آن حضرت قرار داشته باشيم ؛ ولى سخن و بررسى به اينجا تمام نمىشود .
ما مىخواهيم بپرسيم : اين عقيده اسلامى به ظهور مهدى عليه السلام و حكومت جهانى او و اصلاحاتى كه به دست او انجام خواهد گرفت ، براى وضع فعلى ما و بر اعمال ما چه تأثيرى دارد ؟
مىخواهيم بدانيم از اين عقيده كه سنّى و شيعه به آن اتفاق دارند ، براى اصلاح امور اجتماعى و سياسى ، و علاج اين همه مشكلات كه با آن روبرو هستيم يا روبرو خواهيم شد ، چه بهرهاى مىتوانيم بگيريم ؟
ايمان به خدا ، اعتقاد به روز قيامت و حساب و جزا ، عقيده به نبوّت و امامت ، همه با عمل ما ارتباط دارد و جهت زندگى و كار و كوشش ما را معين مىنمايد ؛ امّا اين عقيده از كدام نقش عملى برخوردار است ، و در برابر قدرت زور و زر و دروغ و فريب ، و اين دستگاههاى استعمار و استثمار و استضعاف ، چه نقشى را ( مثبت يا منفى ) ايفا مىكند ؟ و ما را چگونه و به چه سلاحى مجهّز مىسازد ؟
ما نمىتوانيم در دنياى امروز كه كاروان مدنيت با شتاب به سوى ترقّى پيش مىرود ، فقط از چنين عقيدهاى كه چهارده قرن است افكار را به خود مشغول داشته و رهبران اسلام آن را تبليغ كردهاند ، به جشن و چراغانى نيمه شعبان خود را قانع كنيم و از اين فكر ، مسؤوليت و تعهدى را درك ننماييم كه اين برداشت با روال عمومى اصول مسلّم اسلام و احكام قرآن و عقايد دينى ما كه همه آنها سازندگى دارند ، سازگار نيست .
اسلام دين و مكتب مبارزه ، كوشش ، انقلاب ، اصلاحات و آيين علم و ترقّى
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 132
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص١٣٢