نظر از تتبّعات گسترده مىتوان گفت : براى مردمى كه كم و بيش ، اهل اطّلاع و تحقيق و مراجعه به كتابهاى اسلامى در رشتههاى حديث ، تفسير ، تاريخ ، كلام و مذهب مىباشند ، دو نقطه حسّاس در اين مسأله واضح و مسلّم است :
نخست اينكه : مسأله ظهور حضرت مهدى عليه السلام يك مسأله اسلامى خالص است كه مسلمانان آن را از زبان پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله شنيده و از آن حضرت فرا گرفتند و مانند هر موضوع بديهى اسلامى ديگرى نياز به اثبات ندارد .
و ديگر اينكه : تعيين او در فرزند منحصر به فرد حضرت امام حسن عسكرى عليه السلام نيز عقيدهاى است كه قبل از ولادت حضرت مهدى عليه السلام ؛ يعنى قبل از سال 255 هجرى و قبل از ولادت پدر بزرگوارش ، از اهل بيت رسالت گفته شده است ، و اهل بيت عليهم السلام هم اخبار خود را مستند به رسول خدا صلى الله عليه و آله داشتهاند . علاوه بر احاديثى كه از طرق اهل سنّت نيز در اين باب رسيده است . « 1 »
هامش
( 1 ) . در قسمت اوّل ( طريق شيعه در روايات بحث مهدويت ) مراجعه شود به كتابهايى چون : كمال الدين صدوق ، غيبت نعمانى و غيبت شيخ طوسى - عليهم الرحمة - و در قسمت دوم ( طريق اهل سنّت در بحث مهدويت ) علاوه بر صدها مقاله و به ويژه كتابهايى كه اهل سنّت در اين موضوع نگاشتهاند ، در اينجا سخن سه نفر از برجستهترين علماى آنها را مىآوريم كه چون هم عصر ما هستند ، در خصوص اين موضوع - به ملاحظاتى - ارزش گفتارشان از علماى قديم ، براى گروهى از نسل حاضر بيشتر است :
الف ) " احمد شاكر " كه از علما و متخصصان فن حديث و رجال ، در عصر ما شمرده مىشد ، در كتاب " مقاليد الكنوز " صحّت احاديث راجع به حضرت مهدى عليه السلام را تصديق نموده و آن را عقيدهاى اسلامى شمرده است كه هر مسلمان بايد بدان معتقد باشد .
ب ) " شيخ منصورعلى ناصف " كه از علماى ازهر و مدرّس دانشگاه زينبى است ، در كتاب " غاية المأمول " مىگويد : احاديث مهدى را جمعى از نيكان صحابه روايت كردهاند و بزرگان محدّثين آن را نقل نمودهاند و علماى گذشته و حال بر اين عقيدهاند .
وى پس از اينكه تصريح به تواتر احاديث مىكند ، مىگويد : اين توضيح براى كسى كه اندكى انصاف در نزد او باشد ؛ يعنى هركس ذرهاى ايمان و اندكى انصاف داشته باشد ، در صحّت اين احاديث و ظهور حضرت مهدى عليه السلام ترديد نمىكند .
ج ) " ابوالاعلى مودودى " كه از مشهورترين علماى اهل سنّت است ، در كتاب " البيانات " احاديث مهدى عليه السلام را بررسى كرده و مىگويد : اين احاديث يك حقيقت اساسى را كه قدر مشترك تمام احاديث اين موضوع است ، متضمن مىباشند . و آن اين است كه پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله خبر داده : پيشوايى ظاهر مىگردد تا زمين را از عدل و داد آكنده سازد و ستم و بيدادگرى را محو و نابود نمايد و كلمهء اسلام را بلند گرداند و رفاه را در خلق خدا عمومى و همگانى سازد .