« صورت انسانيت ، بزرگترين حجتهاى خدا بر خلق او است و آن كتابى است كه خداى تعالى با دست تواناى خود آن را نوشته ، و آن هيكلى است كه به حكمت خود آن را بنا كرده ، و آن مجموع صورت جهانها و عوالم است و آن مختصر علومى است كه در لوح محفوظ است » .
براساس همين شرافت و شأن و استعداد است كه انسان نيازش به تربيت الهى و بارش باران رحمت و فيض ربوبى از همه بيشتر است ؛ چون نياز يك كوزه به آب به همان مقدار است كه شاعر گفته :
گر بريزى بحر را در كوزهاى * چند گنجد قسمت يك روزهاى
امّا نياز جوى و نهر و رودخانه به مقدار ظرفيت آنها است . انسان به رحمت بيشتر ، به علم زيادتر ، و به تربيت متعالىتر محتاج است ؛ چنانكه رودخانه و دريا به آب بيشتر نياز دارد :
آب كم جو ، تشنگى آور به دست * تا بجوشد آبت از بالا و پست
موجودات برحسب استعداداتى كه براى كمالات دارند و برحسب سعه دركى كه به سعه فقر و حاجت خود داشته باشند ، از فيوضى غيبى و عنايات لاريبى بهرهمند خواهند شد .
بديهى است فقر نبات و گياه به تربيت ، از فقر جماد بيشتر است ؛ يعنى قابليت قبول تربيت در آن زيادتر است ، و فقر و نياز حيوان هم از نبات بيشتر است ، چنانكه فقر و حاجت انسان از كل ممكنات زيادتر و وسيعتر است ، و فقر افراد انسان نيز به حسب ذات و بعضى عوارض و امور غير اختيارى متفاوت است ، و به حسب جهل و علمشان تفاوت مىكند . جاهل اگرچه فقر علمى دارد ؛ امّا همانند عالم احساس