محمّد ، على ، فاطمه ، حسن و حسين مىرود و افرادى مانند سلمان ، ابوذر ، مقداد ، عمار و شهيدانى چون حمزه ، جعفر و پاكبازان و فداكارانى چون شهيدان كربلا و كوبندگان ستمگران چون حجر بن عدى ، عمرو بن حمق ، ميثم و رشيد هجرى ، و دانشمندان و علمايى مانند زراره ، محمّد بن مسلم ، ابن ابىعمير ، زكريا بن آدم قمى ، كلينى ، شيخ صدوق ، شيخ مفيد ، سيد مرتضى و سيد رضى ، شيخ طوسى ، علّامه حلّى ، شهيدين ، شيخ انصارى ، ميرزاى شيرازى ، آيت اللَّه بروجردى و هزارها افراد از اين قبيل در هر رشته از كمال انسانى به دنيا تحويل مىدهد .
از نظر يك نظام سوسياليستى ، سير جهان و انسان به سوى جامعهاى است كه خالى از دركهاى انسانى و معنويات باشد ، سير به سوى جامعهاى كه فردى مثل « استالين » در آن ديكتاتور و فرمانروا ، و به طور عملى و بىمنازع ، مدّعى خدايى باشد ، يا فرعون ديگر مثل " برژنف " زمامدار باشد و كشورى ضعيف را كه در همسايگى او قرار دارد ، مورد هجوم وحشيانه قرار دهد و از زمين و هوا به كشتار مردم و ويران كردن خانههاى مردم مستمند روستاها و شهرها بپردازد و مدرنترين اسلحهها را براى زير يوغ گرفتن يك ملّت آزاده به كار برد و بيش از يك ميليون انسان از كوچك و بزرگ و زن و مرد را قتل عام و بيش از يك ميليون نفر را از خانه و كاشانهء خود آواره سازد ، و هنوز هم كه هنوز است ، دست از سر آنها بر ندارد و چنان نشان دهد كه تا كشورشان را تصرف نكند ، اگرچه به قيمت جان تمام مردم باشد ، تصميم سبُعانه خود را نخواهد شكست ؛ و همچنين فراعنه ديگرى كه بعد از برژنف ، يكى پس از ديگرى روى كار مىآيند ، نيز همان خطّ و مشى را دنبال مىكنند .
چنين جامعهاى ، با چنين رهبران خونخوار و بىايمان به شرف انسانيت ، اگر هم در بين خودشان با استضعاف ديگران و غارت مستضعفان ، خوراك و مسكن و ساير وسايل رفاه مادى را فراهم كنند ، از يك دامدارى آماده و پر از كاه و علف كه در آن ، همه ارزشهاى متعالى انسان پوچ و بىمعنى و مسخره باشد ، بيشتر
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 113
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص١١٣