تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
آنها " قرار دارند و همه آن اسماى تكوينى ، ظهور صفتى و كمالى از كمالات آن ذات مستجمع جميع صفات كمالى مىباشند كه اسم اعظم و اكبر تكوينى بر آن دلالت دارد و وابسته به آن اسم هستند . اسامى لفظى ، لفظشان وابسته به اسم اعظم و كلمه جلاله است ، به اعتبار آنكه مسمّيات آنها شؤون و صفات مسمّى به اسم اعظم است و آن اسم اعظم حاكى از آن صفات و حاوى تمام آنها است و نزديك به اين بيان است ، اين شعر مشهور :
نام احمد نام جمله انبيا است * چونكه صد آمد ، نود هم پيش ما است
همان‌طور كه عدد حاوى تمام اعداد از يك تا صد است ، اسم احمد هم پيش ما انبيا است و آن حضرت جامع كمالات تمام مخلوقات ما دون خود است و آنها نيز به آن وابستگى دارند ، همان وابستگى كه اسم " المتكلم " و " العزيز " و " المقتدر " با اسم " القادر " و همه اسما به اسم اعظم و جلاله " اللَّه " دارند . و به عبارت ديگر : ذات الوهيّت است كه قادر است و عالم و . . . و صفات او عين ذات اوست ، و او مصداق همه صفات كماليه است . و اگرچه همه اسماء الحسنى بر او - عزّ اسمه - صادق است و بالالتزام بر ذات جمع جميع صفات كمالى هم دلالت دارند ؛ چون مثلًا " القدير " و " العزيز " و " العالم " و " الخالق " مطلق بالذات و جز ذات جامع جميع صفات كمال نيست ؛ امّا به دلالت مطابقى - چنان‌كه در اسم جلاله مىفرمايند - دلالت بر او ندارند . و به عبارت ديگر : مضمونشان " هو القدير " و " هو الجليل " و " اللَّه على كلّ شىء قدير " و " اللَّه عالم بكلّ شىء " است . و چنان‌كه درك صفت بودن موصوف امكان‌پذير نيست ، اسم صفت نيز بدون اسم موصوف قابل درك نيست يا لا اقل تبادر موصوف از آن به ذهن با وجود اسم موصوف و اسم اكبر و اعظم او بيشتر خواهد بود .