معلوم است اينگونه اطلاقات صحيح است و موحدين در عين حالى كه اين اطلاقات را جايز مىدانند و به انبيا و اوصيا ( چه در حال وجودشان در اين دنيا و چه پس از رحلتشان به عالم ديگر ) متوسل مىشوند ، انبيا و اوليا را مستقل در تصرّف در عرض خدا ، و شريك در كار خدا نمىدانند ؛ بلكه آنها را عامل ارادة اللَّه و عمّال اللَّه مىشناسند .
خلاصه سخن اينكه : خواندن انبيا و اوليا براى مقاصد ، از شخص موحد ( خواه در حياتشان در اين دنيا باشد يا پس از حيات اين دنيا باشد ) ارتباطى با كفر و شرك ندارد .
در جايى كه در قرآن مجيد مثل اين آيات باشد :
« فَارْزُقُوهُمْ مِنْهُ » ؛ « 1 »
« پس روزى دهيد ايشان را از آن » .
و « وَلَوْ أَنَّهُمْ رَضُوا ما آتاهُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَقالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ سَيُؤْتِينا اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَرَسُولُهُ » ؛ « 2 »
« و اگر ايشان مىپسنديدند آنچه را خدا و رسول او ايشان را دادهاند و مىگفتند : بس است خدا ما را ، به زودى مىآورد ما را خدا از فضل خودش و رسول خدا » .
و « وَما نَقَمُوا إِلّآ أَنْ أَغْنيهُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ » ؛ « 3 »
« و انكار نمىكنند مگر اينكه بىنياز كرده ايشان را خدا و رسول خدا » .
چگونه مىتواند دعا و بعضى تعبيرات متعارف بين موحدين را نسبت به انبيا
هامش
( 1 ) . سوره نساء ، آيه 8 .
( 2 ) . سوره توبه ، آيه 59 .
( 3 ) . سوره توبه ، آيه 74 .